دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٦١٩ - فصل ١١٦«اتحاد» در دين مسيحيت و«كسبى» و«احوالى» خلاف عقل است
گفته است شيخ- ادام اللَّه عزّه- كه هر كس شك كند در آنچه ما ذكر كرديم، پس بايد متوصل شود به آوردن معنى در يكى از اين سه چيز كه اين معنى معقول باشد يا دفع كند تناقض و فسادى را كه معلوم است در اين سه چيز تا لازم آيد كه خلاف آنچه ما حكم كرديم صواب باشد هيهات.
و شنيدم از شيخ- ايّده اللَّه- كه مىگفت: قائل شدن به احوال متضمن است از خطاى فاحش و تناقض آن چيزى را كه مخفى نيست بر صاحب عقلى. از آن جمله اين است كه «حال» در لغت عرب آن چيزى است كه بگردد شيئى در آن چيز از معنى كه آن شىء اين معنى را داشته باشد خواه موجود باشد در خارج و خواه موجود باشد در عقل و به درستى كه شناخته نمىشود لفظ حال در عرف زبان مگر آنچه ما ذكر كرديم و هر كه ادعا كند غير اين معنى در لفظ حال همچو كسى است كه ادعا كند در لفظ تغير و لفظ تحول خلاف آنچه معقول است از اين دو لفظ و هر كه گمان كند كه اللَّه تعالى متغير مىشود در ذات خود تا متحول مىگردد در صفات خود پس به درستى كه او كافر است به خدا كفرى ظاهر. تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا.
بعد از آن تعجب مىكنيم از جماعتى كه انكار مىكنند بر طايفه «مشبّهه» قول ايشان را كه مر اللَّه تعالى را علمى است كه به آن علم، عالم است و قدرتى هست كه به آن قدرت، اللَّه تعالى قادر است. و اين جماعت گمان كردهاند كه هر گاه اين اعتقاد داشته باشد مشرك است؛ زيرا صفت علم و صفت قدرت را غير ذات اللَّه تعالى مىداند و مىگويد كه اللَّه تعالى به چيزى كه غير اوست عالم است و قادر. و مع هذا اين جماعت خودشان اعتقاد دارند كه اللَّه تعالى را حالى است كه او به آن حال عالم است و به آن حال ممتاز است از كسى كه عالم نيست. و همچنين اللَّه تعالى را حالى است كه به آن حال قادر است و به آن حال ممتاز است از كسى كه قادر نيست. و همچنين در صفت حىّ و سميع و بصير و ادعا مىكنند با وجود اين سخن كه خودشان موحّدند.