دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٣٠ - فصل ٥٠ بررسى آيات قيامت
؛ يعنى روزى كه مىگريزد هر مردى از برادر خود و مادر و پدر و زن و پسر و هر مردى از ايشان را در آن روز شغلى و محنتى است كه كافى است براى او. (به حلال كسى ديگر نمىپردازد. و مراد به آن نيز روز قيامت است.) شيخ- ايّده اللَّه- مىفرمايد: آنچه ذكر كردم من (از اينكه روز دراز نيست و ليكن بر ايشان دراز مىگذرد به سبب شدت محنت و كثرت بلا) معروف است ميان اهل لسان چنان كه مىگويند:
«كانت ليلتى البارحة شهرا.»؛ يعنى شب گذشته يك ماه بود (يعنى برما مثل يك ماه گذشت).
و امرء القيس گفته است:
|
الا أيّها اللّيل الطّويل ألا انجلى |
بصبح و ما الاصباح فيك بامثل |
|
؛ يعنى اى شب دراز، روشن شو به صبح ليكن صبح هم از تو بهتر نيست (و اين كنايه است از شدت محنت او به نحوى كه روز نيز پيش او مثل شب تاريك خواهد بود).
|
فيا لك من ليل كأنّ نجومه |
بكلّ مغار الفتل شدّت بيذبل[١] |
|
پس تو به فرياد من برس از دست شبى كه پندارى ستارههاى آن را به ريسمانهاى محكم بستهاند. و «يذبل» اسم كوهى است. و ظاهر است كه شب در واقع دراز نشده بود ليكن دراز شده بود براو به سبب دلگيرى و آزردگى كه داشت او.
و عرب براى روز شرّ و بد مىگويد:
«هذا يوم اطول من عمر النّسر.»[٢]؛ يعنى اين روز درازتر است از عمر كركس.
[١]« ديوان امرئ القيس» ص ١١٧.
[٢] در« مجمع الامثال» ١/ ٥١٢ چنين آمده است:« اعمر من نسر» عربها گمان مىكنند« كركس» پانصد سال عمر مىكند. لذا در چنين مواردى به اين ضرب المثل تمسّك مىكنند. ر. ك:« مجمع الامثال ميدانى» ذيل حروف« ع».