دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٣٠ - فصل ٩٢ اشعار حسان در روز غدير
فصل ٩٢ [اشعار حسان در روز غدير]
گفته است شيخ- ادام اللَّه عزّه- از جمله آن چيزها كه دلالت مىكند بر صحت قول شيعه كه پيغمبر ٦ از لفظ مولى در روز غدير معنى امامت اراده كرده قول حسّان بن ثابت است بنا بر آنكه روايات آمده بر اينكه رسول اللَّه ٦ وقتى كه نصب كرد على بن ابى طالب ٧ را در روز غدير نشانه و علامت از براى هدايت مردم و فرمود در آن روز آنچه مشهور است رخصت طلب كرد حسان از حضرت پيغمبر ٦ از براى آنكه بگويد در آن مقام شعرى. پس پيغمبر ٦ رخصت داد به او و شروع كرده گفت:
|
يناديهم يوم الغدير نبيّهم |
بخمّ و أسمع بالنّبيّ مناديا |
|
|
و قال فمن مولاكم و وليّكم |
فقالوا و لم يبدوا هناك التعاميا |
|
|
الهك مولانا و أنت وليّنا |
لم تجدن منّا لك اليوم عاصيا |
|
|
فقال له قم يا علىّ فانّنى |
رضيتك من بعدى اماما و هاديا |
|
|
فمن كنت مولاه فهذا وليّه |
فكونوا له انصار صدق مواليا |
|
|
هناك دعا اللّهمّ وال وليّه |
و كن للّذي عادى عليّا معاديا[١] |
|
؛ يعنى ندا كرد مردم را در روز غدير پيغمبر ايشان در خم (و «خم» نام موضعى است) و چه شنواننده است پيغمبر در حالتى كه نداكننده باشد. گفت پيغمبر ٦ به جماعت: كيست مولاى شما و ولىّ شما؟ گفتند آن جماعت و اظهار نكردند در آنجا عدوان را و تعدّى را كه خداى تو مولاى ماست و تو ولىّ مائى و هرگز نمىيابى از جماعت ما امروز نسبت به خود عصيانكننده را. پس گفت پيغمبر به على بن ابى طالب ٧ كه برخيز يا على و به درستى كه من راضى شدم از براى تو بعد از خود امام خلايق بودن و هادى ايشان بودن را. پس هر كه بودم من مولاى او
[١]« اسرار آل محمد عليهم السّلام» ص ٥١٢،« مناقب خوارزمى» ص ١٣٦.