دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٩٨ - فصل ٦٠ آيا بلوغ در امامت شرط است؟ - تخصيص در كليات
شبهه را كه ايراد كردهاند اين ضعفا اين است كسى كه استدلال مىكند به اين آيه خالى نيست از اينكه يا قبول مىكند از شيعه امامت اين دو امام را بر سبيل جدل يا منكر امامت ايشان است و اعتراف به آن نمىكند بر هيچ حال.
اگر قبول مىكند باطل مىشود دليل وى به سبب اضطرار وى به اعتراف به خروج كسى كه كامل كرده باشد خداى تعالى عقل او را و تكليف كرده باشد وى را به معارف و معصوم گردانيده باشد او را از گناهان از عموم اين آيه و واجب است جميع اينها براى امام. پس او خارج شد از آيه.
و اگر انكار مىكند امامت ايشان را پس معنى ندارد سؤال او از تأويل اين آيه؛ زيرا تأويل قرآن فرع اين است كه اصلى ثابت باشد كه منافى ظاهر آن باشد و به سبب آن بر ظاهر حمل نكنند و به معنى ديگر تأويل كنند. هر گاه او انكار امامت ايشان كند پس آيه بر ظاهر خود محمول خواهد بود.
بلى بنا بر اين، اثبات امامت ايشان مىبايد كرد تا انكار او باطل شود. و ديگر آنكه هر گاه او انكار امامت ايشان كند به سببى ديگر غير از اين آيه كه متمسك شده است به آن.
پس كافى است اين او را و غنى مىسازد از اعتماد بر اين آيه و محتاج نمىسازد او را به اين. بلكه اعتماد كند بر اين پس خواهد بود براى ترجيح و تأييد نه دليل و برهان.
(بدان كه كلام شيخ در اين توضيح و تفصيل بسيار مغلق و مجمل بود و ما با في الجمله توجيهى ترجمه كرديم و با وجود اين پوشيده نيست بر اهل فطنت اختلال آن.) با آنكه كلام او بنا بر اين خواهد بود مثل كلام كسى كه دليل بگويد به عموم قول خداى تعالى:
وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ[١]
[١] سوره بقره، آيه ٢٨٤.