دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٣٣ - فصل ٧٧ تلاش معتزله در برى ساختن نظام
آن مخالف آن چيزى است كه ادعا مىكنند اين قوم احمق. و هيچ فرق نيست ميان كسى كه حمل كند مذهب نظام را بر آنچه اين جماعت ذكر كردهاند كه اصلا از عبارات آن مفهوم نمىشود و ميان كسى كه حمل كند مذهب خوارج را بر غير آنچه مفهوم همه كس است از مذهب ايشان، بلكه حملكننده مذهب نظام بر آنچه مذكور شد مانند كسى است كه ادعا كند معنى مذهب شيعه را در كلام خوارج و ادعا كند معنى مذهب خوارج را در كلام شيعه. و همچنين مذهب هر كس را كه از صريح كلام او مفهوم مىشود بر مذهب مخالف او حمل كند. و نزديكتر چيزى كه باطل مىكند سخن اين طايفه معتزله را كه هوادارى نظام كردهاند و از روى ستيزه و لجاج عذر براى نظام گفتهاند و كلام او را بر خلاف آنچه ما حكايت كرديم حمل كردهاند، آن چيزى است كه گواهى داده جاحظ براو و حكايت كرده از او به عنوان تصريح كه اصلا شك و ريب به آن راه ندارد.
و سخن جاحظ آن است كه گفته است: به تحقيق ابراهيم تشدّدكنندهترين مردم است بر رافضيان به علت بغضى كه ايشان با ابو بكر و عمر و ابو عبيده دارند.
و تشددكنندهترين مردمان است بر خوارج به واسطه دشمنى كه ايشان با على بن ابى طالب ٧ و عثمان و طلحه و زبير و عايشه دارند و همچنين تشددكنندهترين مردمان است با طايفه معتزله به واسطه دشمنى ايشان به سعد و ابن عمر و محمد بن مسلمه و اسامة بن زيد و زيد بن ثابت و سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل و هر كه اعتقاد نداشته باشد به مقاتله با گروهى كه خروج كنند بر امام زمان و گويند كه آدمى را سزاوار نزد خداى تعالى آن است كه مقتول باشد نه قاتل.
و با آنكه تشدد بىحد بر اين جماعت كرده و عيب كرده بر اينها به واسطه بغض و دشمنى با صحابه هر گاه بازگشت مىكند به سوى سخن كردن در اصول و قواعد فتوى، مىگرود به چيزى چند كه خود تشدد مىنمود و غضب مىكرد بر گرويدن طوايف مذكوره به آن چيزها يعنى خود تشدد مىكرد بر آن طوايف به واسطه دشمنى با صحابه. و هر گاه بر سر تحقيق قواعد فتوى مىآيد دشمنى او با صحابه