دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٦٢ - حديث غدير و حديث منزلت
است شمشير مىكشيدم و با ايشان در امر امامت خود جهاد مىكردم.
پس اگر مخالفين ما بگويند كه أمير المؤمنين ٧ رسيد به حق خود بعد از عثمان به وسيله بيعت امت و اختيار ايشان آن حضرت را، پس چگونه در وقت تكليف عباس جايز نداشت رسيدن به حق خود را به وسيله باطل و بعد از عثمان جايز داشت؟
جواب مىگويم: طايفه شيعه مىگويند كه جايز داشتن آن حضرت بعد از عثمان به واسطه آن بود كه در وقت نص پيغمبر ٦ در شأن او از خاطر قوم محو شده بود و زمان بسيار غصب كردن قوم حق آن حضرت را، گذشته بود. به حيثيتى كه نمىيافت آن حضرت ظهور فرض طاعت خود را بعد از عثمان چنان كه مىيافت ظهور اثر بعد از وفات رسول ٦.
پس مضطر شد كه اخذ كند حق خود را به آن وسيلهاى كه امت قرار داده بودند از براى امامت كه اختيار نمودن ايشان و بيعت كردن ايشان بود با كسى.
با آنكه طايفه شيعه جوابى ديگر نيز از اين بحث مخالفين گفتهاند و آن آنست كه اين معنى مذكور شد كه پيغمبر ٦ وصيت كرده بود به آن حضرت كه بعد از من شمشير مكش بر روى امت مگر آنكه از روى طوع و رغبت به سوى تو آيند. بنا بر اين، مىگوئيم كه بعد از وفات رسول اللَّه ٦ آن حضرت قبول نكرد تكليف عباس را و جايز نداشت اخذ حق خود را به وسيله باطل؛ به واسطه آنكه اگر تن به بيعت در مىداد واجب مىشد بر آن حضرت جهاد با امت و خلاف وصيت رسول اللَّه ٦ لازم مىآمد و همچنين خلاف مصلحتى كه خود ديده بود حاصل مىشد.
و اما بعد از عمر و عثمان چون اكثر امت از روى طوع و رغبت و ابرام تمام استدعا كردند كه آن حضرت تن به بيعت ايشان در دهد، آن حضرت به وسيله باطلى كه آن بيعت است از براى امامت اخذ حق خود نموده.
زيرا در اين صورت شمشير كشيدن بر روى مخالفين امت موافق وصيت رسول خدا تعالى بود.
[حديث غدير و حديث منزلت]
و به وجهى ديگر جواب از اين بحث مخالفين مىتوان گفت و من بر اين جواب