دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٥٨ - اشعار مرد شامى در مدح على ع
كسانى كه كافرند.
شامى گفت: پس كدام است آن قضاء و قدرى كه رفتن ما به آن و از آن بود؟
امير المؤمنين ٧ فرمود: آن امر خداى تعالى است به رفتن و حكم وى به آن، بعد از آن اين آيه را خواند:
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً[١]؛ يعنى هست امر خدا مقدّر و مقدور.
[اشعار مرد شامى در مدح على ع]
پس برخاست شامى مسرور و شاد چون شنيد اين گفتگوى حضرت را و گفت زايل كردى از من غم را يا امير المؤمنين، زايل كند خداى تعالى غم را از تو و خواند اين اشعار را:
|
انت الإمام الّذى نرجو بطاعته |
يوم النّشور من الرّحمن غفرانا[٢] |
|
؛ يعنى تو آن امامى كه ما به سبب اطاعت تو در روز حشر از خدا اميد غفران و رحمت داريم.
|
اوضحت من امرنا ما كان ملتبسا |
جزاك ربّك بالإحسان احسانا |
|
واضح كردى تو امر ما را هر چه مشتبه بود، تو را جزا دهد ربّ تو احسان به عوض احسانى كه كردى.
|
نفى الشّكوك مقال منك متّضح |
و زاد ذا العلم و الايمان ايمانا |
|
زايل كرد شكها را گفتگوى واضح تو و زياد كرد علم و ايمان صاحب ايمان و علم را.
|
فلن ارى عاذرا في فعل فاحشة |
ما كنت راكبها ظلما و عدوانا |
|
[١] سوره احزاب، آيه ٣٨
[٢] در متن عربى به جاى« غفرانا»،« رضوانا» و به جاى« بالاحسان»،« عنّا فيه» و به جاى« امرنا»،« ديننا» و به جاى« ايمانا»،« ايقانا» آمده است.
اين دو بيت نيز در متن عربى افزون است:
\sُ كلا و لا قائلا ناهيه أوقعه\z فيها عبدت إذن يا قوم شيطانا\z و لا أراد و لا شاء الفسوق لنا\z قبل البيان لنا ظلما و عدوانا\z\E