دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٤ - فصل ٥ اشعار زيد بن سجاد ع در دفاع از على ع
فصل ٥ [اشعار زيد بن سجاد ع در دفاع از على ع]
مصنّف اين كتاب فرموده است كه حديث كرد مرا شيخ- ادام اللَّه عزّه- كه يافتم به خط حسين بن زيد[١] كه نوشته بود: حديث كرد مرا مولاى من (و مولا چند معنى دارد: غلام و صاحب و خويش و همسايه و مصاحب و پسر عمّ و شريك و پسر خواهر و ولىّ و دوست يارىكننده، و معلوم نيست كه اينجا كدام يك مراد است) گفت من بودم با زيد بن على ٧ در شهر واسط پس ذكر كردند قومى ابو بكر و عمر و على ٧ را، پس مقدّم داشتند ابو بكر و عمر را بر آن حضرت پس چون برخاستند زيد به على ٧ به من گفت كه شنيدى كلام ايشان را و گفت به تحقيق من ابياتى گفتهام پس بده تو اين ابيات را به ايشان:
|
و من شرّف الاقوام يوما برأيه |
فإنّ عليّا شرّفته المناقب |
|
، يعنى اگر كسى مشرّف گرداند ابو بكر و عمر را روزى به رأى خود بىدليلى، سهل است به درستى كه على ٧ را مشرّف گردانيده است به مناقب.
|
و قول رسول اللَّه و الحقّ قوله |
و إن رغمت منهم أنوف كواذب |
|
و همچنين مشرّف گردانيده است او را قول رسول ٦ و قول او حق است و اگر چه به خاك ماليده شود به سبب آن، بينىهاى دروغگويان.
|
بأنّك منّى يا علىّ معالنا |
كهارون من موسى أخ لى و صاحب |
|
[١]. حسين بن زيد بن سجاد ٧ ملقّب به« ذو الدّمعة» و« ذو العبرة» و مكنّى به« ابو عبد اللَّه» و« ابو عاتقه» است. در سال ١١٤ در شام چشم به جهان گشود و بعد از شهادت پدرش زيد رحمه اللَّه( شهادت: ١٢٠ هجرى قمرى)، امام صادق ٧ تربيت او را به عهده گرفت و از علم و دانش فراوان او را برخوردار ساخت. او سيّدى خوش سيما و زاهد و عابد بود و به خاطر كثرت گريستن از خوف خدا در نماز شب،« ذو الدمعة» لقب گرفت و چون در آخر عمرش نابينا گشت، او را« مكفوف» مىگفتند. حسين بن زيد در سال ١٣٥ يا ١٤٠ هجرى قمرى وفات كرد. ر. ك: الكنى و الالقاب ٢/ ٢٥٠، منتهى الآمال ٢/ ١٢٣ چاپ هجرت