دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٦ - پيشگفتار
و تاريخ آنها و موارد اختلاف و اتفاق اين فرقهها دارد.»[١] ارزش ديگر اين كتاب اينست كه اين گفتگوها، اختلاف نظر شيعه با معتزله را نشان مىدهد و برداشت غلط آدام متز- شرقشناس سوئيسى- را باطل مىكند چرا كه او شيعه را وارث و ثمره معتزله مىداند! چنان كه مىنويسد: از نظر عقايد و روش كلامى، شيعه وارث معتزله است و كم اعتنايى معتزليان به نقليّات از جمله مواردى بود كه با مقاصد شيعه مىساخت. شيعه در قرن چهارم مكتب كلامى خاص نداشت و مثلا عضد الدوله كه از فرمانروايان متمايل به تشيّع بود، طبق مذهب معتزله عمل مىنمود، از فرمانروايان قرن چهارم تنها فاطميان شيعه بودند كه به تصريح «مقدسى» در بيشتر مبادى با معتزله توافق داشتند ...».[٢] متأسفانه بعضى از محققان مسلمان نيز چنين طرز تفكر غلطى پيدا كردهاند. چنان كه عبد الرزّاق محيى الدين مىنويسد:
«... علم كلام هم شعبه و شاخهاى از فلسفه بود. تشيع نيز گرايش و شاخهاى از اعتزال به شمار مىرفت (اگر نگوييم اعتزال، در اعتزال بود). بسيارى از وزيران شيعه، معتزلى بودند. آنها از اين تفكر حمايت كرده و به نشر آن كمك مىكردند».[٣] دانشمندان و عالمانى كه اكثر آنها معتزله هستند و با شيخ مفيد بحث كردهاند يا نظرات و آراء آنها در اين كتاب به نقد كشيده شده عبارتند از:
قاضى ابو بكر احمد بن سيّار، ابو الهذيل علّاف، كتبى، ابو عمرو شطوى، ضرار بن عمرو ضبىّ، قاضى ابو محمد عمانى، ابو بكر بن دقّاق، ورثانى، ابو الحسين خيّاط، ابو القاسم كعبى، عبد اللَّه بن كلّاب، سوّار قاضى، ابو بكر بن صرايا، ابو عثمان جاحظ، ابراهيم نظّام.
«شيخى از حاذقان معتزله» (ص ٢٣٢)، «مردى كرابيسى مذهب» (ص ١٢١)،
[١].« شخصيت ادبى سيد مرتضى» ص ١٠٩.
[٢].« تمدّن اسلامى در قرن چهارم هجرى» ١/ ٧٨- ٧٩.
[٣].« شخصيت ادبى سيد مرتضى» ص ٣٣.