دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣٧٥ - سخن سيد مرتضى در اين باره
و خلاف نكردهاند در آن نزد تو هيچ كس از فقهاى اهل اسلام، بلكه مذهب ايشان را در فتوى مخالف همه اهل اسلام مىدانى، پس به هر چه در مىآويزى براى اين مطلب ما به همان چيز در مىآويزيم براى ساقط كردن مطلب تو. و اللَّه الموفّق للصّواب. پس آن شخص معتزلى نگفت سخنى بعد از اين، كه حكايت آن سزاوار باشد و ملزم شد.
[سخن سيد مرتضى در اين باره]
گفت سيد مرتضى ابو القاسم على بن الحسين موسوى- ايّده اللَّه- گفتم به شيخ مفيد- ادام اللَّه عزّه- بعد از اين حكايت كه براى من نقل كرد، اگر اين قوم بر اين دارند نفسهاى خود را كه بگويند جعفر بن محمد و پدر او محمد بن على و پسر او موسى بن جعفر عليهم السّلام نبودهاند از اهل فتوى، ليكن ايشان از اهل زهد و صلاح بودهاند (در اين هنگام همه سخنان تو با اين قوم از درجه اعتبار ساقط خواهد بود؛ زيرا بناى همه بحثهاى تو با ايشان بر اين مقدمه بود كه همه كس از اهل اخبار و روايات علم ضرورى دارد بر اينكه ايشان عليهم السّلام از بزرگان اصحاب فتوى بودهاند) گفت شيخ: گفته مىشود به ايشان كه ما قبول كنيم از شما اين سخن را و مساهله كنيم با شما در اين مكابره كه مىكنيد و جايز شمريم براى شما اين سخن باطل را؛ آيا قائل نيستيد شما و هر مسلمانى و هر كافر ذمى كه دشمن است با على بن ابى طالب ٧ و هر كه دوست اوست به اينكه امير المؤمنين ٧ از اهل فتوى بوده است؟ پس ناچار است كه بگويند بلى قائليم.
پس گفته مىشود به ايشان: چيست حال ما كه نمىدانيم جميع مذاهب امير المؤمنين ٧ را در فتوى هم چنان كه مىدانيم مذاهب جماعتى را كه شمرديد شما از فقهاى بلاد و هم چنان كه مىدانيم مذاهب صحابه پيغمبر ٦ را مثل: زيد و ابن مسعود و عمر بن خطاب؟
اگر بگويند شما مىدانيد جميع مذاهب امير المؤمنين ٧ را در فتوى دانستن ضرورى مىگوئيم به ايشان مذاهب امير المؤمنين ٧ آن است كه شما روايت كرديد از او ٧ يا آن است كه ما روايت كردهايم از او ٧ موافق روايتهائى كه