دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣٧٤ - فصل ٧٤ مناظره در باره علم امام صادق ع
و آن جماعت كه شمردى از فقهاى بلاد؛ زيرا ايشان اختيار مىكردند از سخنان صحابه پيغمبر و تابعين ايشان بنا بر اين واجب باشد كه ما ندانيم مذاهب ايشان را دانستن ضرورى. با آنكه اگر تو قانع مىشوى به اين سخن در بهانه آوردن از براى ندانستن مذهب ايشان بالضرورة پس ما اعتماد بر همين سخن كرده جواب تو مىگوئيم.
پس مىگوئيم در جواب سؤال اول تو كه مىگفتى اگر امامان شما آنچه روايت كردهايد از ايشان راست باشد مىبايد ما علم ضرورى داشته باشيم به راستى اين روايتها از ايشان، اينكه به واسطه آن علم ضرورى حاصل نيست به مذهب ايشان در فتوى. ديگر قسمت كردهاند مذاهب ايشان كه به روايات به ما رسيده پس اعتقاد كردهاند آن مذهب را بر سبيل اختيار؛ زيرا فتواى ايشان پراكنده است در ميان اقوال فقهاى ديگر و به نام ايشان شهرت كرده از اينجاست كه حاصل نيست علم ضرورى به مذاهب ايشان عليهم السّلام.
پس آن معتزلى گفت: قبول كردم از تو اين سخن را اما چيست حال ما كه نمىدانيم آنچه روايت كردهايد از ايشان كه مخالف جميع فقهاى ديگر است دانستنى ضرورى.
پس من گفتم: نيست فتوائى و سخنى بر آنچه تو گفتى مگر آنكه گفته باشد آن را صحابى يا تابعى و اگر چه اتفاق كنند كه تو نام بردى از فقهاى بلاد بر خلاف آن پس به واسطه پراكندگى فتواى ايشان عليهم السّلام در ميان اقوال صحابه و تابعين علمى ضرورى حاصل نيست به مذاهب ايشان كه فقها مخالفت كردهاند. چنان كه تو راضى بودى به اين وجه از براى نبودن علم ضرورى يا آنكه بىشك تو اعتقاد دارى به اينكه سخنان ايشان در فتواى احكام شرعى مخالف اقوال فقهاى ديگر است و نزد تو اين سخن چيزى است كه اتفاق كردهاند بر آن فقهاى بلاد از صحابه پيغمبر و تابعين ايشان. پس چيست حال ما كه نمىدانيم مذاهب ايشان را در فتوى دانستن ضرورى. و حال آنكه هيچ يك از فقها تصرف نكردهاند در مذاهب ايشان