دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٣٠ - عمرو بن عبيد ناصبى و دشمن على ع بود - ماجراى ذو الثدية
كارهاى آدمى و تصرف او در حركات و سكنات خودش؟ و به درستى كه آنچه حكايت كرده نظام از عمرو بن عبيد نيست مگر سزاوار تعجب كردن و به شگفت افتادن؛ زيرا نيست در آنچه حكايت كرده حجتى كه واجب باشد تسليم نمودن آن و نه شبههاى كه لازم باشد در نظر كردن در آن. و اگر من كراهت نمىداشتم از غفلتورزيدن از سخن عمرو بن عبيد تا آنكه مبادا كسى گمان كند كه متعرض نشدن من به آن سخن به واسطه شبههاى است كه در او هست هر آينه سزاوار نبود آوردن آن سخن در اين كتاب زيرا محض هذيان است.
با آنكه اگر كسى تأمل كند قصه ذو الثّديه را به يقين مىداند كه آنچه آن حضرت ٧ در آن قصه فرموده است البته به نصى است از رسول اللَّه ٦؛ زيرا ذو الثّديه معروف و مشهور نبود ميان اصحاب امير المؤمنين ٧ و كسى نمىدانست كه او داخل خوارج است يا نه و بعد از جنگ نجات يافته است يا كشته شده است پس خبر داد أمير المؤمنين ٧ به اصحاب خود از حال او پيش از واقعه جنگ و خبر داد از جنگ او و مآل كار او. و دليل بر اين سخن كه گفتيم آن است كه ذو الثديه معروف مىبود هر آينه استدلال امير المؤمنين ٧ به خبر دادن از حال او بر حقيقت خود و بطلان خوارج اصلا معنى معقول نمىداشت. و به درستى كه امير المؤمنين ٧ خبر دادن از حال او را گردانيد معجز از براى حقيقت خود و برهان از براى راستى خود و چون قضيه جنگ منقضى شد امر فرمود كه در ميان كشتگان ذو الثديه را بجويند و اصحاب آن حضرت تفحص نموده نيافتند و در راستى خبرى كه امير المؤمنين ٧ از رسول خدا ٦ داده بود به شك افتادند. پس امير المؤمنين ٧ مضطرب شد و يك بار نظرى به سوى آسمان مىكرد و با پروردگار خود مناجات مىفرمود و طلب مىنمود ظاهر شدن ذو الثديه را و زايل شدن شك و شبهه را از دل مردمان. و يك بار نظر به سوى زمين مىكرد و از روى فكر در حال اصحاب خود و ترسيدن گمراهى ايشان به واسطه دير پيدا شدن ذو الثديه.
پس حق سبحانه و تعالى توفيق كرامت كرد از براى پيدا شدن او و سوار شدن