دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٦٥ - فصل ١٠١ نقد و بررسى عقائد فرقه اسماعيليه
فصل ١٠١ [نقد و بررسى عقائد فرقه اسماعيليه]
و امّا آن كسى كه رفته است به امامت محمد بن اسماعيل به نص اسماعيل پدرش براو، به درستى كه بيهوده گوئى است فاسد الرأى؛ زيرا هر گاه ثابت نباشد از براى اسماعيل امامت در زمان حيات ابو عبد اللَّه ٧ از براى آنكه محال است كه بعد از پيغمبر ٦ در يك عصر دو امام باشد. پس جايز نباشد كه ثابت شود امامت محمد بن اسماعيل به نص پدرش؛ زيرا لازم مىآيد كه امامت كسى ثابت شود نه به نص امامى و اين باطل است در نظر صحيح.
و اما آنكه گمان كرده ابو عبد اللَّه ٧ نص فرموده بر امامت محمد بن اسماعيل بعد از وفات اسماعيل. پس به درستى كه او دست نزده در اثبات مذهب خود به روايتى بلكه به اين مذهب رفته از روى قياس بر اصلى فاسد.
و آن اصل فاسد آن است كه اعتقاد كردهاند ابو عبد اللَّه ٧ نص فرموده بر پسرش اسماعيل. پس گمان كردهاند كه عدالت موجب آن است كه هر گاه نص بر اسماعيل واقع شود و او وفات كند سزاوار آن باشد كه نص بر پسر او واقع شود.
شيخ- ايّده اللَّه- مىفرمايد: هر گاه ما بيان كرديم بطلان ادعاى ايشان را در باب نص بر اسماعيل پس فاسد شد اصل ايشان كه بناى مذهب ايشان بر آن اصل است. و بر تقديرى كه ثابت شود نص حضرت صادق ٧ بر پسرش اسماعيل و او وفات كند صحيح نيست اين قول كه واجب است نص بر محمد بن اسماعيل واقع شود؛ زيرا امامت و نص بر آن به عنوان ميراث نمىباشد كه اگر چنين باشد پس لازم است همه فرزندان امام در آن شريك باشند و بطلان اين ظاهر است. پس هر گاه امامت به طريق ميراث نباشد بلكه امامت از براى كسى باشد كه صفات مخصوص و كمالات لايق داشته باشد و مصلحت اللَّه تعالى اقتضاى امامت او كند.
پس به تحقيق اين مذهب نيز باطل باشد.