دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٦٣ - هماهنگى ظاهر و باطن على ع
وحى الهى.
[هماهنگى ظاهر و باطن على ع]
پس هشام گفت: راست گفتى، پس خبر ده مرا حالا، كه كدام يك از اين دو مرد بيشتر دفع كردند دشمنان را از پيش رسول ٦ به شمشير و كدام يك بودند كشندهتر دشمنان خدا در پيش قدم رسول ٦ و آثار كدام يك در جهاد بيشتر بود، على بن ابى طالب يا ابو بكر؟
پس ضرار گفت: على بن ابى طالب ٧ و ليكن ابو بكر يقيناش بيشتر بود.
پس هشام گفت كه اين يعنى يقين از امور باطن است كه ما ترك گفتگو در آن كرديم. و به تحقيق تو اعتراف كردى از براى على ٧ به سبب ظاهر عمل وى از ولايت آن چيزى را كه واجب نشده است از براى ابو بكر.
پس ضرار گفت كه اين ظاهر را بلى قبول داريم.
باز هشام گفت: آيا حق نيست كه هر گاه باطن موافق باشد با ظاهر هر آينه اين فضيلت است كه دفع كرده نمىشود؟
ضرار گفت: بلى.
پس هشام گفت: آيا نمىدانى تو كه نبى ٦ گفت به على ٧ كه تو براى من به منزله هارونى براى موسى إلّا اينكه نيست نبى بعد از من.[١] ضرار گفت: بلى.
پس هشام گفت: آيا جايز است كه پيغمبر ٦ بگويد به على ٧ اين حرف را مگر اينكه او در پيش وى در باطن مؤمن باشد؟
ضرار گفت: نه.
پس هشام گفت: به تحقيق كه صحيح شد از براى حضرت امير ٧ ظاهر و باطن وى و صحيح نيست از براى صاحب تو نه ظاهر و نه باطن. و الحمد للَّه.
[١].« الاستيعاب في معرفة الاصحاب» ٣/ ١٠٩٧- ١٠٩٨.