دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٩٢ - پاسخ شيخ مفيد به ادعاى معتزله در باره توبه زبير
و اين مثل اين است كه بگويد پيغمبرى به امتش كه متنبّه باشيد و بدانيد كه فلانى را مىبينيد روز، روزه هست و شب به نماز ايستاده و صدقه مىدهد مالش را، از اهل دوزخ است.
تا اينكه به اين قول دلالت كند ايشان را برحال وى كشف كند برايشان باطن او را و زايل كند شبههاى را كه عارض ايشان شده به سبب حسن ظاهر وى.
يا بگويد فلانى شراب مىخورد و آدم مىكشد و مرتكب اقسام گناهان مىشود، از اهل جنّت است و اين گفتگو صحيح و جايز است و دلالت مىكند بر ايمان آن مرد و كشف مىكند از عاقبت وى و منع مىكند از اعتقاد در او به آنچه مقتضاى ظاهر اكثر افعال اوست.
و مدار اين امر بر اين است كه هر كس بكند كارى كه واجب مىسازد ظاهر آن حكمى را و در واقع باطن وى نزد خداى تعالى به خلاف ظاهرش باشد پس اگر بخواهد ظاهر كند حال او را و زايل كند شبهه در امر او. حكم مىكند براو به خلاف حكم ظاهر وى و مقرون مىسازد اين را با ذكر فعلى كه ظاهر آن اقتضا مىكند خلاف آنچه را حكم كرده است به آن به سبب باطن وى تا اينكه زايل كند شبهه را به ذكر اين و دلالت كند بر ابطال آنچه مشتبه مىشود به آن فعل صريحا.
پس اگر نبود اينكه نبى ٦ ذكر كرده است قاتل زبير را و حكم كرده است براو به آتش مقرون يا ذكر كشتن وى او را، هر آينه واجب بود كه اعتقاد كند در باب قاتل وى منزله اجل صالحين و مرتبه كسى كه كنده باشد عين فتنه را و بريده باشد اصل ضلالت را حتى اينكه واجب باشد براى او اينكه نازل شود در اعلا منازل اهل ثواب.
زيرا زبير اعظم اهل فتنه بود در عقاب چون امام آن قوم بود و داعى ايشان به سوى فتنه و واجب است ثواب عظيم براى قاتل كسى كه داشته باشد عقاب جسيم لازم است براى كسى كه زايل كند فتنه را ثوابى كه برابر عقابى باشد كه كسى كه مرتكب آن فتنه شود مستحق آن باشد.