دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥١٣ - اعتماد پيامبر ص به على ع با اينكه كودك بود
از آنكه افشا كند سرّ رسول ٦ را با آنكه رسول ٦ او را امانتدار كرده باشد در آن سرّ.
و به تحقيق واقع نمىشود اين امور از طفلى كه عقل و تميز نداشته باشد به اتفاق عقلا. و همچنين تقويت مىكند صدق مطلب ما را اينكه پيغمبر ٦ ابتدا كرد در دعوت به امير المؤمنين ٧ پيش از همه مردمان.
و حال آنكه خداى تعالى پيغمبر را فرستاده بود از براى اينكه دعوت كند مكلفين و اهل عقل را. پس اگر پيغمبر ٦ نمىدانست كه امير المؤمنين ٧ عاقل و مكلف است، چگونه ابتدا مىنمود به او ٧ اداى رسالت خود را و مقدم مىداشت او را در دعوت بر جميع آن كسان كه مبعوث شده بود بر ايشان؟
زيرا اگر حال بر آن منوال بوده باشد كه طايفه ناصبه ادعا مىكنند لازم مىآيد كه پيغمبر ٦ ترك اولى نموده باشد و مشغول شده باشد به آنچه مكلف نيست به آن و واگذاشته باشد چيزى را كه حق سبحانه و تعالى او را به آن چيز بر خلايق فرستاده است. زيرا حق تعالى او را ٦ از براى دعوت اهل عقل و تميز فرستاده نه دعوت جمعى كه به سر حد عقل و تميز نرسيدهاند. و از اينجا لازم مىآيد بنا بر ادعاى ناصبه در شأن ايمان امير المؤمنين ٧ كه دعوت پيغمبر ٦ آن حضرت ٧ را بىموقع واقع شده باشد و معلوم است كه رسول ٦ رفيعتر است به حسب شأن از آنكه بىموقع كارى كند.
[اعتماد پيامبر ص به على ع با اينكه كودك بود]
وجه ديگر و آن آنست كه رسول ٦ دعوت كرد امير المؤمنين ٧ را به اسلام در وقتى كه پنهان مىكرد دين خود را در آن وقت و ترسان بود از دشمنان خود بر تقديرى كه شايع مىساخت دين خود را پس مىگوئيم كه حال خالى از آن نيست كه آيا رسول ٦ اعتماد داشت بر امير المؤمنين ٧ به كتمان سر او ٦ و حفظ وصيت او و فرمانبردارى او ٦ و متحمل شدن آن حضرت ٧ دين او را يا آنكه اعتماد نداشت، اگر اعتماد داشت پس معلوم است كه اين اعتماد وقتى حاصل مىشود كه امير المؤمنين ٧ موصوف به كمال عقل و نهايت امانت و صلاح باطن