دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣٩٩ - دشمنى شعبى با على ع و احاديث جعلى وى
امير المؤمنين ٧ به لحد و حال آنكه او حفظ نكرده بود قرآن مجيد را و اين سخن خلاف اجماع و انكار علم ضرورى است. روايت كرده «مخالد» كه گفتند به «شعبى» كه تو در پوست شيعه امير المؤمنين ٧ افتادهاى و حال آنكه فرا نگرفتهاى علم را مگر از ايشان. و نقل كردهاند كه شعبى در شأن حارث اعور همدانى[١] كه از اصحاب پسنديده حضرت امير المؤمنين ٧ بوده مىگفته است كه او دروغگو بوده و شباهت داشته درزى و لباس و قول فعل خود به شوخان و بيباكان و اهل فساد؛ و مخالفت كرده با امت در قول خود كه نفساء يعنى زن زائيده، دو ماه انتظار مىكشد و بعد از آن مشغول نماز مىشود.
شيخ- ايّده اللَّه- مىفرمايد كه چگونه احتجاج توان كرد به روايت همچو كسى از امير المؤمنين ٧ با آنكه مشهور از حضرت امير المؤمنين ٧ آن است كه آن حضرت در مسأله مذكوره مىفرموده است اگر كسى قول مذكور را به زن خود بگويد اصلا حرمت لازم نمىآيد و آن حضرت در شأن كسى مىفرموده است كه فلان كس بر خود حرام كرده آنچه را خداى عز و جل براو حلال كرده بايد كه نگهدارد زن خود را كه اصلا چيزى نيست براو.
پس گفته ابراهيم نظّام كه گفته است امير المؤمنين ٧ در امر حكمين اين شعر را كه:
|
لقد عثرت عثرة لا أنجبر |
سوف أكيس بعدها و استمرّ |
|
|
و اجمع الرّأى الشتيت المنتشر |
[٢]؛ يعنى به تحقيق لغزيدم لغزيدنى كه جبران نشود، زود باشد كه بعد از اين به عقل كار كنم و دايم بر اين حالت باشم و جمع كنم رأى پراكنده متفرق خود را.
[١] حارث بن عبد اللَّه بن كعب كوفى معروف به« حارث اعور همدانى» از ياران بزرگ حضرت على ٧ بود و از جايگاه علمى و فقهى مهمّى برخوردار بوده است. حارث در سال ٦٥ هجرى قمرى درگذشت. ر. ك:« تنقيح المقال» ١/ ٢٤٥،« تهذيب التهذيب» ٢/ ١٤٥.
[٢].« شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد» ٦/ ٧٣.