دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٦٩ - فصل ٣٧ فرمايش على ع در باره حق خلافت خود
فصل ٣٧ [فرمايش على ع در باره حق خلافت خود]
خبر داد مرا شيخ- ادام اللَّه عزّه- مرسلا كه مردى از قبيله بنى اسد پيش امير المؤمنين ٧ ايستاد و گفت: يا امير المؤمنين تعجب است در باب شما بنى هاشم كه چگونه در امامت از شما عدول كردند و حال آنكه شما در نسب عالىتريد به سبب تعلّق و ربط با رسول ٦ و در فهميدن قرآن و اطلاع بر معانى آن؟
امير المؤمنين ٧ گفت: اى ابن دودان[١]
«إنّك لقلق الوضين، ضيّق المجمّ، ترسل غير ذى مسدّ و لك ذمامة الصّهر و حقّ المسألة و قد استعملت فاعلم، كانت اثرة شحت عليها نفوس قوم و سخت عنها نفوس آخرين، «فدع عنك نهبا صيح في حجراته»، و هلمّ الخطب في امر ابن ابى سفيان، فلقد أضحكنى الدّهر بعد ابكائه و لا غرو، يئس القوم- و اللَّه- من خفضى و هينتى و حاولوا الادهان في ذات اللَّه و هيهات ذلك منّى. فان تنجرّ عنّا محن البلوى أحملهم من الحقّ على محضه، و إن تكن الاخرى فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَراتٍ[٢] و لا تأس على القوم الفاسقين»
[٣]؛ يعنى هر آينه بندبار تو سست است (كنايه از سخن گفتن بىموقع) و سينه تو تنگ است (كنايه است از بىحوصلگى و بىصبرى) كلام را فرو مىفرستى (يعنى سخن مىگوئى در حالتى كه از راه راست بيرون مىروى).
ليكن چون براى تو عهد دامادى[٤] و حق پرسيدن رسيده و طلب دانستن نمودهاى، بدان امر امامت اختيارى بود از ايشان بىآنكه به فرموده خدا باشد
[١]« ابن دودان» در نهج البلاغه ذكر نشده ولى در« ارشاد مفيد» ١/ ٢٩٤ آمده است.
[٢] سوره فاطر، آيه ٨.
[٣]« نهج البلاغه» خطبه ١٦٢ با مختصر تفاوت در الفاظ و ما براساس« ارشاد مفيد» تصحيح كرديم.
[٤] منظور از« عهد دامادى» يا به اعتبار ازدواج پيامبر با زينب بنت جحش است كه از قبيله بنى اسد بود يا خود حضرت على ٧ يا يكى از فرزندانش همسرى از آن قبيله برگزيده بودند مىباشد.
ر. ك:« شرح ابن ابى الحديد» ٩/ ٢٤٢،« شرح ابن ميثم» ٣/ ٢٩٤