دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٦٩ - فصل ١٢ مناظره شيخ مفيد با شيخ ورثانى - علت مشاوره پيامبر با امت
احتياج آن حضرت به سوى ايشان و نبود حاجتى كه بخواند آن حضرت را به مشورت با ايشان چنان كه تو گمان و توهّم كردى، بلكه از براى امر ديگر است كه من ذكر مىكنم آن را از براى تو بعد از واضح كردن آن چيزى كه خبر دادم تو را به آن، يعنى آنكه مشورت از براى احتياج به ايشان نبود.
از براى آن است كه ما به تحقيق مىدانيم رسول ٦ معصوم بود از گناهان كبيره و صغيره، يعنى عصمت از كباير واجب است به اعتقاد ما و تو، و صغاير را تو جايز مىدانى بر آن حضرت و آن حضرت كاملترين خلق بود به اتفاق اهل ملّت و نيكوتر ايشان در رأى و وفوردارتر ايشان در عقل و محكمتر ايشان بود در تدبير.
و متصل بود مواد وحى ميان آن حضرت و ميان خداى تعالى، و ملائكه در عقب يك ديگر وارد مىشدند بر وى از براى اعلام از جانب خداى تعالى و تهذيب او و اخبارى وى به مصلحتها.
و هر گاه بوده باشد آن حضرت بر اين صفات، صحيح نيست كه بخواند او را كسى به فراگرفتن رأى از رعيّت خود، از براى آنكه نيست احدى از ايشان مگر اينكه پائينتر از وى باشد در جميع آنچه ما شمرديم، و به درستى كه مشورت نمىكند حكيم دانا با غير خود به طريق استفاده كردن و يارى جستن به رأى آن غير، مگر اينكه يقين داشته باشد كه غير، احسن از اوست در رأى و بهتر است در تدبير و كاملتر است در عقل، يا گمان اين داشته باشد.
اما هر گاه علم وى احاطه كرده باشد به اينكه غير، پستتر است از وى در آنچه ما آن را وصف كرديم نخواهد بود براى استعانت او در تدبير به رأى غير معنى و حاصلى. از براى آنكه كامل محتاج نيست به ناقص در چيزى كه محتاج باشد در آن به كمال، چنان كه محتاج نيست عالم به جاهل در چيزى كه محتاج باشد در آن به علم و متضمن آيه يعنى آنچه آيه آن را در برگرفته است تنبيه مىكند بر آنچه گفتيم.
آيا نگاه نمىكنى به قول خداى تعالى: