دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٠١ - اعتراف مخالفان به علم على ع
چند كه ايشان را به كار آيد و تشنيع نمايند بر آن حضرت به آن كردارها در حضور مردمان.
و ليكن به تحقيق علم داريم به حجتها كه بر حضرت أمير المؤمنين ٧ كردند.
خواه گروهى كه مخالفت ورزيدند با او و خواه جمعى كه متقاعد شدند از نصرت آن حضرت و خواه طايفهاى كه حرب كردند با او ٧ و اصلا يافت نشده در آن حجتها اينكه گروه مذكور گفته باشند به آن حضرت كه حكمهاى تو با يك ديگر نقيض شده و رأىهاى تو مخالف يك ديگر گرديد و نيست تو را فضيلتى در علم؛ زيرا كه زيد بن ثابت نزاع كرد و در حجت بر تو غالب آمد. و همچنين عثمان با تو مخالفت ورزيد و تو را ساكت ساخت و از براى آنكه تو حكم كردى به چيزى و بعد از آن پشيمان شدى و خطا كردى در امرى و بعد از آن اعتراف به خطاى خود نموده به راه صواب آمدى.
[اعتراف مخالفان به علم على ع]
بلكه يافت شده كه گروه مذكور همگى اعتراف داشتند به فضيلت آن حضرت در علم و شجاعت و حلم و نزديكى به رسول اللَّه ٦ و نبوده به غير از اينكه بعضى از آن گروه دست آويز خود نموده بودند كه آن حضرت ٧ پناه داده كشندگان عثمان را و آن بعض اهل بصره و شام بودند. و بعضى ديگر مىگفتند كه راضى به حكمين شده و ايشان خوارج نهروان بودند. و بعضى ديگر تمسّك به آن مىجستند كه آن حضرت مقاتله كرد با اهل قبله يعنى مسلمانان و ايشان طايفهاى هستند كه كناره گرفته بودند از جهاد.
و به تحقيق كه جهد و سعى مىكردند بنى اميه و بنى مروان در اظهار عيوب آن حضرت ٧ و مردم را مىرمانيدند از او ٧.
و حال آنكه منقول نشده از احدى از ايشان كه نقض علم آن حضرت كرده باشد يا نسبت جهل به آن حضرت در احكام داده باشد.
بلكه اكثر آنچه دست آويز ايشان بوده در مطلب خود و بر مردم غافل، شبهه مىكردند در آن، اين بوده كه آن حضرت ٧ مدد عثمان نكرد و نصرت كرد