دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٩٨ - بحثى در باره«خوف حضرت موسى ع»
فصل ٢٢ [ادعاى أبو الحسين خياط در باره داستان غار و ابو بكر]
شيخ- ادام اللَّه عزّه- فرمود: ابو الحسين خيّاط[١] گفته است كه مردى از اصحاب امامت از جانب رئيسى از ايشان پيش من آمد، و آن مرد گمان داشت كه آن رئيس او را امر كرده است كه از من سؤال كند از قول رسول اللَّه ٦ وقتى كه با ابو بكر در غار بودهاند و ابو بكر دلگير بوده است فرموده است: «آزرده مباش به درستى كه خداى تعالى با ماست.»[٢] و سؤال اين است كه ترس و دلگيرى كه ابو بكر داشت آيا طاعت بوده يا گناه و معصيت؟ اگر طاعت بود لازم مىآيد كه رسول ٦ نهى كرده باشد او را از طاعت؟
(و بطلان اين ظاهر است، زيرا كه مراد به طاعت اعم از واجب و سنت و مكروه و مباح است و بطلان نهى از واجب و سنت ظاهر است، و همچنين از مكروه و مباح نيز از براى آنكه نهى دلالت بر حرمت مىكند و مكروه و مباح حرام نيستند ليكن مكروه اندك كراهت و ناخوشى دارد كه به مرتبه حرمت نمىرسد) و اگر معصيت بود پس گناه و عصيان كرده است ابو بكر به سبب دلگيرى خود.
[بحثى در باره «خوف حضرت موسى ع»]
خيّاط گفت: پس من به آن مرد گفتم كه جواب اين را امروز بگذار ليكن برگرد به سوى رئيس و سؤال كن از او از قول خداى تعالى به موسى ٧، كه «خوف مكن» آيا خالى است خوف موسى ٧ از اينكه طاعت بوده است يا معصيت؟ يعنى البته يكى از اين تا بوده است. پس اگر طاعت بوده خداى تعالى نهى كرده است او را از
[١] عبد الرّحيم بن محمد بن عثمان، معروف به« ابو الحسين خيّاط» از سران معتزله بود و در دفاع از معتزله كتاب« الانتصار» را نوشت و در آن جواب سخنان ابن راوندى صاحب كتاب« فضائح المعتزله» را داد. خيّاط در سال ٣٠٠ هجرى قمرى رحلت كرد و از شاگردان معروف او« احمد كعبى» مىباشد.
« تاريخ بغداد» ١١/ ٨٧،« طبقات المعتزله» ص ٨٥
[٢]. سوره توبه، آيه ٤٠.