دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٠٣ - گواهى كودكان در قرآن
پس لازم نيايد از صغر سن اين دو پيغمبر عظيم الشأن، كامل نبودن عقل ايشان و بر طرف شدن حكمتى كه حق سبحانه و تعالى عطا كرده به ايشان و اگر به حسب عقل محال باشد كه صغير السّن به نهايت عقل داشته باشد.
پس لازم مىآيد كه در هر كس صغر سن بوده، كمال عقل نبوده باشد و اين مستلزم تكذيب قرآن است.
و به تحقيق اجماع كردهاند اهل تفسير[١] مگر نادرى از ايشان در قول خداى تعالى:
وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَ هُوَ مِنَ الْكاذِبِينَ وَ إِنْ كانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَ هُوَ مِنَ الصَّادِقِينَ[٢] بر اينكه اين شاهد طفل صغيرى بود در گهواره و خداى تعالى او را گويا گردانيد تا گواهى داد به برائت يوسف ٧ از كردار ناشايسته و زايل گردانيد از او ٧ تهمت را.
و طايفه ناصبه هر گاه بشنوند اين احتجاج ما را مىگويند آنچه شما ذكر كرديد در شأن يحيى و عيسى عليهما السّلام و طفلى كه گواهى داد به برائت يوسف ٧ معجزه است؛ زيرا عادت جارى نيست بر اينكه كسى قبل از بلوغ و در نهايت صغر سن موصوف به كمال عقل بوده باشد و هر گاه چنين شود خرق عادت خواهد بود و دليل خواهد گرديد بر پيغمبرى ايشان.
ديگر امير المؤمنين ٧ با ايشان شريك باشد در خرق عادت خالى از اين نيست كه حال او ٧ معجزه باشد از براى خودش يا از براى پيغمبر ٦ اين خود جايز نيست كه معجزه باشد براى او ٧ و اگر معجزه باشد براى پيغمبر ٦ اين خود هر آينه مىبايست كه پيغمبر اين را نيز از جمله معجزات خود بگرداند و احتجاج كند بر اين بر جمعى كه انكار نبوت او كنند و هر آينه مىبايست
[١]« تفسير طبرى» جلد ٧، جزء ١٢، ص ٢٥٣.
[٢] سوره يوسف، آيه ٢٦- ٢٧.