دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٦٦ - فصل ١٠٢ قائلين به امامت محمد بن جعفر ع
فصل ١٠٢ [قائلين به امامت محمد بن جعفر ع]
و اما آن جماعت كه ادعا كردهاند امامت محمد بن جعفر را ٧ بعد از پدر او.
پس به درستى كه بسيار قليل الوجوداند و با قلّت عدد قائل شدهاند به اين مذهب در زمانى. و جماعت شيعه انكار ايشان نموده منقرض شدهاند. به حيثيّتى كه باقى نماند از ايشان كسى كه اين مذهب داشته باشد.
و اين معنى دليل است بر بطلان مذهب ايشان زيرا اگر حق باشد جايز نيست كه اللَّه تعالى نيست و نابود گرداند اهل اين مذهب را به حيثيتى كه باقى نماند احدى از ايشان كه ادعاى اين مذهب كند تا به وجود او اللَّه تعالى را حجت بر بندگان باشد.
با آنكه حديثى كه ايشان در اثبات مذهب خود روايت كردهاند اصلا دلالت بر مذهب ايشان ندارد. و بر تقديرى كه روايت آن صحيح باشد. و حال آنكه اين حديث معروف نيست و روايت نكرده آن را از محدّثين كه در كتب مذكورند و به نهايت آنچه در اين حديث است. بر تقديرى كه اين حديث را روايت كرده باشند و افترا نباشد آن است كه خبر واحد باشد. و اين معلوم است كه اخبار آحاد موجب آن نمىشود كه ما جزم كنيم بر اللّه تعالى به واسطه آن بر حالى از حالات.
و اما آنكه گفتيم بر تقديرى كه اين حديث صحيح باشد دلالت بر مذهب اين طايفه ندارد. از براى آن است كه پاك كردن ابو عبد اللَّه ٧ خاك را از رخسار پسر خود نص نيست بر امامت آن پسر نه بحسب دليل عقل نه بحسب دليل نقل و نه در عرف و عادت. و همچنين فرمودن آن حضرت ٧ كه پدر من مرا خبر داده زود باشد كه متولد شود از براى تو پسرى كه شباهت به من داشته باشد و فرمودن آن حضرت ٧ كه پدر من مرا مأمور ساخته كه نام پدر مرا بر اين پسر بگذارم و گفته كه اين پسر تو بر سنت رسول ٦ خواهد بود.
هيچ يك از اينها نه فرادى فرادى و نه مجموع، دليل امامت مىتواند بود نه