دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٦١٠ - علت قسم دادن على ع با اينكه علم به آن داشته - استدلال به حديث«على مع الحق » در عصمت على ع
[علت قسم دادن على ع با اينكه علم به آن داشته]- [استدلال به حديث «على مع الحق ...» در عصمت على ع]
شيخ- ايّده اللَّه- مىفرمايد: پس گفتم اول آنچه در اين كلام است اين است كه اخبار و روايات متقابل نمىشوند با يك ديگر و معارضه نمىكنند با هم تا آنكه مساوى باشند در صفت. پس خبرى كه در ظاهر مستفيض باشد معارضه مىكند با مثل خود در صفت ظهور و استفاضه و همچنين خبرى كه متواتر باشد معارضه مىكند با مثل خود در صفت تواتر و خبرى كه شاذ و نادر باشد مقابله مىكند با مثل خود در صفت شذوذ و ندرت.
بنا بر اين مىگوئيم آنچه ما روايت مىكنيم از مولاى خود امير المؤمنين ٧ مستفيض است و متواتر شده به آن خبر بر تحقيق و آنچه اين مرد روايت كرده از امير المؤمنين ٧ از اين دو حديث كه ذكر كردى.
به درستى كه يكى از آن دو شاذ است كه وارد شده از طريق آحاد و غير مرضىّ الاسناد است و ديگرى از آن دو حديث ظاهر البطلان است؛ زيرا منقطع شده اسناد آن و نبودن آن در نقلى كه معروف و مشهور باشد از ثقات و جايز نيست مقابله و معارضه در مثل اين اخبار.
بلكه واجب آن است كه ظاهر مستفيض ساقط كند شاذ را و متواتر باطل سازد اخبار آحاد و ثانيا آنچه در اين كلام است آن است كه از براى آنچه ذكر كرديم ما از فضل مولاى خود امير المؤمنين ٧ در علم بر ساير خلايق از جمله آن وجوه، يكى آن است كه قسم دادن امير المؤمنين ٧ به كسى كه حديث مىكند با آن حضرت ٧ از رسول ٦ از براى اين باشد كه جرأت نكند كسى بر اينكه نسبت دهد حديث را به رسول ٦ كه من از آن حضرت ٦ شنيدهام. و حال آنكه نشنيده باشد از رسول ٦ بلكه رسيده باشد به آن كس آن حديث از رسول ٦ و اعتماد نموده باشد به آن رسيدن. بنا بر اين، باطل باشد آن احتمال كه خصم مىگفت قسم دادن حضرت امير المؤمنين ٧ از براى آن است كه قوى پشت شود و يقين حاصل كند بر مضمون آن حديث.
و ديگر از آن وجوه آن است كه قسم دادن امير المؤمنين ٧ با وجود آنكه علم