دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٧٩ - كلام شيخ در ابطال قياس
مختلف شود يا وصفى تغيير يابد. پس جواز اين به طريقى كه ما وصف كرديم دليل است بر ابطال قياس در شرعيات.
چون شيخ اين را فرمود نفهميد مردى كه سؤال كرده بود معنى اين كلام را و ندانست آن را، و مشتبه شد بر جميع آن جماعت طريق اين دليل و ظاهر نشد براى كسى از ايشان و نيافت آن را احدى و خلط كرد سائل معنى آن را و بحث كرد بر غير آنچه مراد شيخ بود از كلام مذكور. پس موافقت كرد شيخ با او چون فهميد نفهميده است كلام را تكرار كرد براى او باز حاصل نشد براى او معنى آن.
شيخ مىفرمايد: پس مضطرّ شدم به اينكه واضح كنم اين را بر وجهى كه پوشيده نباشد بر جماعت.
پس گفتم: ثابت شده است كه نبى ٦ تصريح كرده است به اينكه حرام است تفاضل در گندم.
(يعنى اينكه قدرى گندم بدهند به كسى و زياده بر آن بگيرند عوض آن.) و اين تصريح به اين اصل است كه گمان كردهايد شما اى جمعى كه اعتقاد به قياس داريد كه حكم به تحريم تفاضل در برنج قياس كرده مىشود بر آن و اينكه اين فرع آن است.
به تحقيق مىدانيم عقل تجويز اين مىكند كه خداى تعالى عبادت كرده به اباحت تفاضل در گندم و بفرمايد كه اين حلال است.
و حال آنكه اين تفاضل باقى باشد بر جميع صفاتى كه دارد عوض عبادت كردن او به حرمت اين.
پس اگر بوده باشد حكم به حرمت به سبب علتى در گندم يا صفتى كه گندم بر آن صفت است هر آينه محال خواهد بود زوال جهت بعد از زوال آن علت يا وصف. و فرض ما آن وقت اباحت بر جميع صفات و معانى كه داشت وقت حرمت دليل است بر بطلان قياس در آن.
آيا نمىبينى كه وصف متحرك چون لازم شخص است به سبب حركت كه