دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٣٤ - اشعار خواهر عمرو بن عبد ود در باره على ع
و كجا شدند آن جماعت كه ستون بودند در مشكلات و كجا رفتند آن جماعت كه زينت مكه بودند. فانى گردانيد همه را از روى شمشير زدن و چنان زدنى كه مهلت ندهد در حالتى كه مهمانى مىكند به شمشيرى كه عمل آورده شده است تيزى آن چنان كه برنمىگردد و دورى نمىكند.
[اشعار خواهر عمرو بن عبد ودّ در باره على ع]
و از جمله آنچه گواهى مىدهد از براى همين صفات كه گذشت از براى امير المؤمنين ٧، قول خواهر عمرو بن عبد ودّ است در حالتى كه ديد برادر خود را كشته شده. پس پرسيد كه آيا از دست كه كشته شده برادر من؟ گفتند به او على بن ابى طالب ٧ كشته است. پس گفت: به درستى كه على بن ابى طالب همتاى خوبى است. بعد از آن انشاد كرده گفت:
|
لو كان قاتل عمرو غير قاتله |
لكنت ابكى عليه آخر الابد |
|
|
لكنّ قاتله من لا يعاب به |
من كان يدعى قديما بيضة البلد[١] |
|
؛ يعنى اگر كشنده عمرو بن عبد ود غير كشنده او مىبود (يعنى على بن ابى طالب ٧) هر آينه گريه مىكردم براو تا آخر الزمان. ليكن كشنده عمرو كسى است كه عيب كرده نمىشود عمرو به كشته شدن از دست او آن كسى كه خوانده است هميشه بيضة البلد ( «بيضة البلد» كنايه است از كمال مدح).
شيخ- ايّده اللَّه- مىفرمايد: آيا نمىبينى به قريش كه چون تحريص كرده مىشوند و ترغيب نموده مىشوند بر امير المؤمنين ٧ به وسيله ذكر آن جماعت كه كشته امير المؤمنين ٧ ايشان را و بسيارى ايشان و به ذكر فانى گردانيدن امير المؤمنين ٧ رؤساء و بزرگان ايشان را به شمشير خود ٧ و كشتن او ٧ شجاعان و دليران ايشان را. و مع هذا جرات نمىكنند هيچ يك از قوم كه انكار نمايند اين معانى را يا آنكه اقدام كنند بر حرب آن حضرت ٧ به واسطه عجزى كه دارند از او ٧ و همچنين نمىبينى كه امير المؤمنين ٧ رسيده از كمال شجاعت به جايى كه خواهر عمرو فخر به كشتن آن حضرت ٧ برادرش را و نفى مىكند عار و ننگ را
[١]« شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد» ١/ ٢٠.