دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٦٣٣ - رؤيت خدا امكان پذير نيست
گردد. پس هر كه بيابد خير را در كارهاى خود پس بايد ستايش كند خداى تعالى را و هر كه بيابد غير خير را پس ملامت نكند مگر نفس خود را.
[رؤيت خدا امكان پذير نيست]
و اما روايت نفى رؤيت از خداى تعالى به چشمها. پس به درستى كه اجماع كردهاند فقها و متكلّمين از طايفه اماميه بر آن مگر آنچه حكايت شده از هشام كه مخالفت اجماع كرده و حجتها بر هشام منقول است از ائمه صادقين عليهم السّلام پس از آن جمله حديث احمد بن اسحاق است كه نوشته بوده است به خدمت ابو الحسن ثالث ٧ و سؤال كرده بوده است از آن حضرت ٧ از رؤيت. پس آن حضرت ٧ در جواب او نوشته:
«ليس تجوز الرّؤية ما لم يكن بين الرّائى و المرئىّ هواء ينفذه البصر فمتى انقطع الهواء و عدم الضّياء لم تصحّ الرّؤية و في وجود اتّصال الضّياء بين الرّائى و المرئىّ وجوب الأشباه و اللَّه تعالى عن الأشباه»
[١]؛ يعنى جايز نيست ديدن چيزى مگر آنچه بوده باشد ميان بيننده و ميان ديده شده هوائى كه نور باصره در آن نفوذ كند پس هر گاه منقطع شود هوا و برطرف گردد روشنى، جايز نمىباشد ديدن در وجود اتصال دوستى ميان بيننده و ميان ديده شده لازم است مشابهت و اللَّه تعالى برتر است از آنكه مانندى داشته باشد.
پس ثابت شد كه حق سبحانه و تعالى جايز نيست بر او جلّ جلاله رؤيت به چشمها. پس اين است قول ابو الحسن ٧ و حجت آن حضرت در نفى رؤيت. و بر اين حجت اعتماد كردهاند جميع آن كسانى كه نفى كردهاند رؤيت را از حق تعالى از طايفه متكلمين. و همچنين است خبرى كه روايت شده از حضرت امام رضا ٧ و وجود آن حديث با احاديث ديگر كه در مضمون موافق است با خبرى كه مروى است از حضرت امام رضا ٧ در دو كتاب ما[٢] كه پيش از اين نام برده شد مستغنى ساخته ما را از آوردن و ذكر نمودن در اين كتاب.
[١].« الكافى كلينى» ١/ ٩٧ با مختصر تفاوت
[٢]. كتاب« الكامل في علوم الدّين» و« الاركان في دعائم الدّين»