دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٨٨ - فصل ١٧ اشعار فرزدق در مدح امام سجاد ع
|
هذا الّذى تعرف البطحاء وطأته |
و البيت يعرفه و الحلّ و الحرم[١] |
|
، يعنى اين كسى است كه مىشناسد بطحا راه رفتن او را، (و «بطحا» بيابانى است در مكه معظّمه) و كعبه و حلّ و حرم مىدانند وى را.
|
يكاد يمسكه عرفان راحته |
ركن الحطيم اذا ما جاء يستلم |
|
چون حجر الاسود مىشناسد كف دست وى را نزديك است كه بگيرد او را وقتى كه او مىآيد كه استلام كند آن را. (استلام به معنى دست ماليدن است و استلام حجر سنّت است در شرع)
|
مشتقّة من رسول اللَّه نبعته |
طابت عناصره[٢] و الخيم و الشّيم |
|
اصل او مأخوذ است از رسول اللَّه و پاكيزهتر است طينت و خصال وى.
|
ينجاب نور الهدى عن نور غرّته |
كالشّمس تنجاب عن اشراقها الظّلم |
|
شق مىشود نور هدايت از نور پيشانى وى مثل آفتاب كه شكافته مىشود از اشراق آن ظلمتها.
|
يغضى حياء و يغضى من مهابته |
فلا يكلّم الّا حين يبتسم |
|
از روى حياء چشم را مىپوشاند و مردم نيز از هيبت وى چشم را برهم مىگذارند، و حرف نمىزند با كسى مگر بعد از تبسّم (تا آنكه زايل شود في الجمله هيبت وى و قادر شود مخاطب بر استماع كلام وى و بفهمد آن را)
|
هذا ابن فاطمة ان كنت جاهله |
بجدّه انبياء اللَّه قد ختموا |
|
اگر نمىشناسى وى را بدان كه پسر فاطمه است و ختم شدند پيغمبران به جدّ وى.
|
و ليس قولك من هذا بضائره |
العرب تعرف من انكرت و العجم |
|
قول تو كه نمىشناسم وى را، ضرر نمىرساند به وى به درستى كه عرب و عجم مىشناسند او را.
[١]. اين بيت در متن عربى نيست.« الفصول المختارة» ص ٣٩.
[٢]. در« ديوان فرزدق» به جاى« عناصره»،« مغارسه» آمده( ص ٥١٣)