دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣٨٧ - انتقاد ابراهيم نظام از ابن مسعود
از علقمه.
گفته است ابراهيم كه پرسيد عمر از ابن مسعود از چيزى از «صرف» پس در جواب گفت: هيچ باكى نيست در آن. پس عمر گفت: مرا خوش نمىآيد از صرف.
ابن مسعود گفت: يا امير المؤمنين، به تحقيق مرا نيز خوش نمىآيد از صرف و كراهت دارم از آن. ابراهيم نظّام گفته است كه ابن مسعود برگرديد از قول خود بىفكر و تأمل، و اين ابن مسعود ركنى است از اركان شما اى فقهاى سنيان و امامى است از امامان شما و او از فضلاى جمعى است كه سخن گفتهاند در فتوى. پس چه گمان دارى به آن كس در مرتبه كمتر از او باشد. پس چگونه اين جماعت حجت باشند برما و لازم باشد ما را اطاعت ايشان، با آنكه نرسيده سخن گفتن ما در ايشان به حدى كه بعضى از ايشان در شأن بعضى ديگر گفتهاند.
گفته است جاحظ كه گفته است ابراهيم كه روايت كردهايد شما از اسماعيل از شعبى اين را به درستى كه جماعتى سؤال كردند از زيد بن ثابت از مسأله، پس فتوى داد به ايشان و نوشتند ايشان. پس گفت: چه مىدانيد شما شايد من خطا كرده باشم در اين فتوى و نيست به غير از اينكه اجتهاد كردم من در اين مسأله از براى شما براى خود. و باز روايت كردهايد شما از مغيره از ابراهيم اينكه عمر بن خطاب حكم كرد در مسألهاى به حكمى. پس گفت مردى به عمر كه راست گفتى به خدا قسم اى امير المؤمنين. عمر گفت: چه دانستى كه من راست گفتم به خدا قسم كه عمر نمىداند كه به راه صواب رفته يا خطا كرده. و باز روايت كردهايد شما از سفيان ثورى از عاصم، از شعبى از ابن عباس اينكه گفت به درستى كه ما نهى مىكنيم اى امت شما را از چند چيز كه شايد اصلا باكى از آنها نباشد و باز روايت كردهايد شما از عمرو، از طاوس اينكه سؤال كردند از پسر عمر از چيزى جواب گفت نمىدانم اگر خواهى به رأى خود اختيار كنم براى تو حكمى.