دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٥١ - استدلال به حديث«إنكن لصواحبات يوسف» - داستان يوسف ع
فصل ٥٤
[آيا ابو بكر به امر پيامبر پيشنماز شده؟]
سؤال كردند از شيخ- ادام اللَّه عزّه- نمازى كه ابو بكر كرد و مردم به او اقتداء كردند (در آن روز كه رسول ٦ مريض بود) آيا به فرموده نبى ٦ بود يا بىامر او؟
شيخ فرمود: آنچه صحيح است در اين باب و ثابت شده اين است كه عايشه گفت: امر كنيد ابو بكر را كه نماز كند به مردم و امر به اين از جانب عايشه بود در ظاهر حال[١]، ليكن مخالفين دعوى كردند كه او امر كرد به اين به فرموده رسول ٦ و ثابت نشده است اين دعوى به دليلى كه بايد قبول كرد.
[استدلال به حديث «إنكن لصواحبات يوسف»]- [داستان يوسف ع]
باز شيخ فرمود: دليل بر اينكه اين امر مخصوص بود به عايشه و از جانب رسول ٦ نبود اين است كه چون آن حضرت به هوش آمد از غشى كه عارض وى شده بود. و شنيد آواز ابو بكر را در محراب فرمود به عايشه:
«إنّكنّ لصواحبات يوسف؛ شما مثل صاحبان يوسفايد.»
[٢] و مبادرت كرد و به تعجيل تمام تكيه كرد بر امير المؤمنين ٧ و فضل بن عباس و پاهاى مبارك بر زمين مىكشيد به سبب شدت ضعف تا اينكه رسيد به محراب و ابو بكر را دور كرد.[٣] و اگر آن حضرت امر كرده بود او را به نماز هر آينه رجوع نمىكرد به ملامت زنان خود در اين باب و تعجيل نمىكرد در رفتن به محراب با وجود آن حالى كه وصف كرديم تا اينكه باز دارد او را نماز بلكه مىگذاشت او را تا اينكه به جا آورد فرضش را و تمام كند نماز را پس باز داشتن آن حضرت او را از نماز و گفتن وى به عايشه آنچه ذكر كرديم دليل است بر صحت آنچه وصف نموديم.[٤]
[١]« تاريخ الطبرى» ٣/ ٢٥١، ذيل حوادث سال ١١ هجرى.
[٢] مأخذ پيشين.
[٣]« أنساب الاشراف» تحقيق دكتر زكّار و دكتر زركلى، ٢/ ٢٣١.
[٤] ر. ك:« شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد» ٩/ ١٩٧.