دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٦٢ - فصل ١٠٠ بررسى عقائد فرقه اسماعيليه
فصل ١٠٠ [بررسى عقائد فرقه اسماعيليه]
و اما آنچه استدلال كردهاند طايفه اسماعيليه از اينكه اسماعيل رحمه اللَّه بزرگترين فرزندان حضرت صادق ٧ بوده. و اينكه واجب است بر امام كه نص كند بر فرزند بزرگتر پس سوگند به عمر خود مىخورم كه بر تقديرى كه اين واجب باشد وقتى واجب است كه فرزند بزرگتر باقى بماند بعد از پدر. و اما هر گاه معلوم باشد از حال فرزند كه مىميرد در حيات پدر و بعد از او باقى نمىماند. پس به درستى كه واجب نيست نص بلكه معنى ندارد و اگر واقع شود دروغ خواهد بود؛ زيرا نص اين معنى دارد كه آن كسى كه نص براو مىكنند جانشين امام سابق است در آنچه سابق به آن قيام مىنمود. و هر گاه بعد از او باقى نماند خليفه نخواهد بود و نص مذكور كذب خواهد شد بىشك.
و هر گاه بداند اللَّه تعالى اينكه فرزند پيش از پدر مىميرد و مع هذا امر كند به پدر كه او را خليفه و جانشين خود كند اين امر عبث و بىفايده خواهد بود؛ زيرا غرض صحيحى در اين تصور نمىتوان كرد و بىفايده است و مع هذا دروغ است. پس باطل باشد آنچه اعتماد كردهاند بر آن طايفه اسماعيليه در امامت اسماعيل.
اما آنچه ادعا كردهاند اين طايفه از اينكه جماعت شيعه همگى قبول دارند وقوع نص را بر اسماعيل. پس به درستى كه ادعاى باطلى كردهاند و توهّم فاسد نمودهاند؛ زيرا هيچ يك از اصحاب ما قائل نشدهاند كه ابو عبد اللَّه ٧ نص كرده باشد بر اسماعيل پسرش و روايت نكردهاند اين را در طريقه ما كسى نه در روايات نادره و نه در روايات مشهوره. و به درستى كه سبب توهّم ايشان آن بود كه مردم در زمان حيات اسماعيل گمان داشتند كه حضرت صادق ٧ نص بر امامت او خواهد كرد؛ زيرا بزرگترين فرزند آن حضرت ٧ بود. و مىديدند كه آن حضرت تعظيم و تكريم او مىكند. پس چون اسماعيل وفات كرد برطرف شد گمان مردم.