دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٦٣ - حديث غدير و حديث منزلت
اعتماد تمام دارم. و آن اين است كه قبول نكنيم از مخالفين اين معنى را كه امير المؤمنين ٧ در وقتى از اوقات اخذ حق خود به وسيله باطلى كه مذكور شد نموده باشد؛ زيرا مشهور است كه آن حضرت ٧ در آن روز كه امت اختيار كردند خلافت ابو بكر را به مشورت حجت آورد برامت به نصوص پيغمبر ٦.
مثل آنكه گفت: آيا در ميان شما اى امت پيغمبر، كسى هست غير از من كه رسول اللَّه در شأن او گفته باشد كه
«من كنت مولاه فعلىّ مولاه»
؛ يعنى هر كس كه من مولاى او بودم پس امير المؤمنين ٧ مولاى اوست.
و همچنين گفت: آيا در ميان شما كسى هست غير از من كه رسول اللَّه ٦ در شأن او گفته باشد كه:
«انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى»
؛ يعنى منزلت تو نسبت به من، مثل منزلت هارون است نسبت به موسى ليكن فرق آن است كه پيغمبرى بعد از من نمىباشد.
و همچنين ذكر كرد در آن روز آن حضرت مانند اين دو حديث احاديثى ديگر دلالت صريح داشت بر اينكه پيغمبر ٦ امير المؤمنين ٧ را از براى امامت نصب كرده بود، به حيثيّتى كه با وجود آن احاديث اصلا احتياج نداشت در امامت خود به اختيار و بيعت امت.[١] بنا بر اين، مىگوئيم كه در وقتى كه عثمان كشته شد امير المؤمنين ٧ دعوت ننمود مردم را به اينكه او را اختيار كنند از براى امامت بلكه دعوت آن حضرت ٧ مردم را از براى بيعت كردن بود در نصرت آن حضرت و اقرار نمودن به فرمانبردارى او. و اين مشخص است كه اين معنى اصلا ربط ندارد به آنچه مخالفان اعتقاد كردند كه امامت امير المؤمنين به اختيار مردم واقع شده.
جواب اول را كه ما گفتهايم و جواب ثانى از اصحاب ماست. و به تحقيق كه ما اين جواب دوم را تقويت كرديم به كلامى مختصر.
[١]« مناقب خوارزمى» ص ٣١٣- ٣١٥.