دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٥٣ - علت شركت على ع در شوراى فرمايشى
خودم و برادرم هارون پس تو ميان ما و قوم فاسقين حكم كن.
(پس همه اين پيغمبران اعتراف به عجز كردهاند. چه مىشود كه حضرت امير المؤمنين ٧ نيز ضعيف باشد و قدرت بر قتال با مخالفان نداشته باشد؟)
[علت شركت على ع در شوراى فرمايشى]
گفت: پس چرا آن حضرت نشست در شورا؟
(يعنى در موضعى كه براى تعيين امام مشورت مىكردند و آن چنان بود كه مىگفتند خلافت از شش كس بيرون نمىرود:
امير المؤمنين ٧ و عثمان و عبد الرحمن بن عوف و طلحه و زبير و سعد ابن ابى وقّاص.
و تصميم بر اين بود كه حاضران در آنجا با خود مشورت كنند و به هر يك از ايشان كه قرار دهند او امام است. و اگر يك طرف چهار كس باشد و طرف ديگر دو كس، آن دو كس را بكشند، و اگر هر طرفى سه كس باشد پس به قول آن طرف كه عبد الرحمن با ايشان است عمل كنند!؟ آخر الامر طرف عثمان غالب آمد و خلافت به او قرار گرفت.[١]) جواب گفت: از براى آنكه قوى باشد در حجت بر ايشان و از براى آنكه علم داشت به اينكه اگر قوم با او مناظره كنند و به او انصاف دهند هر آينه او غالب مىشود، و اگر نكند، و به شورى نرود غلبه ايشان بر وى واجب مىشود. و داخل مىشود به سبب اين شك و شبهه بر خلق در امامت آن حضرت؛ زيرا اگر بوده باشد براى كسى حقى و طلب كنند او را يا مناظره كنند با او در آن باب پس اگر ثابت شود براى او دليلى ببخشند آن حق را به وى پس اگر نيايد آن كس و مناظره نكند باطل مىشود حق او.
و به تحقيق فرموده است آن حضرت در روز شورى كه امروز داخل شدم در بابى كه اگر در آن انصاف داده شوم هر آينه به حق خود مىرسم. (يعنى خلافت و اين كلام اشاره است به اينكه پيشتر هرگز چنين نشده بود)
[١]« تاريخ طبرى» ٥/ ٧٧- ٨٦ ذيل حوادث سال ٢٣،« شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد» ٩/ ٤٩