دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٧٩ - فصل ١٠٨ وضعيت شيعيان بعد از شهادت امام على النقى ع
فصل ١٠٨ [وضعيت شيعيان بعد از شهادت امام على النقى ع]
پس گفته مىشود به فرقه اول از كجا دانستيد كه امام بعد از امام على النقى پسر آن حضرت ٧ محمد است و چه دليل داريد بر اين دعوى؟
پس اگر ادعاى نص كنند طلب مىكنيم لفظ نص را و حجت را بر آن. و به درستى كه هرگز نمىيابند لفظى را كه دست زنند بر آن در اثبات نص و ندارند تواترى كه اعتماد بر آن نمايند؛ زيرا از قلّت عدد به مرتبهاند كه عدد ايشان به سر حدّ تواتر نمىرسد تا قطع عذر ما به آن تواند شد. با آنكه منقرض شدهاند به حيثيتى كه از ايشان بقيهاى نمانده. و اين معنى چنان كه مذكور شد دليل است بر بطلان مذهب ايشان.
همچنين گفته مىشود به ايشان در ادعاى حيات محمد كه امام خود مىدانند آنچه گفته شد به «كيسانيّه» و «ناووسيه» و «واقفيه». پس به هر چه ايشان اين مذهب را باطل كنند، ما نيز به همان حجت اين قول ايشان باطل مىكنيم و به درستى كه مخلصى از آن ندارند.
و اما اصحاب جعفر كه اعتقاد كردهاند بعد از محمد كه فرزند امام على النقى ٧ جعفر است. پس به درستى كه بناى مذهب ايشان بر امامت محمد است.
و هر گاه ساقط شد قول به امامت محمد به واسطه عدم دليل بر آن و وجود دليل بر امامت امام حسن عسكرى ٧. پس به درستى ظاهر مىگردد بطلان قول اصحاب جعفر كه قائل به امامت او شدهاند.