دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٧٨ - شأن نزول سوره«انسان»
[شأن نزول سوره «انسان»]
و دليلى چند ذكر كرده است بر اين دعوى كه به طول مىكشد ذكر آنها. باز خداى تعالى ذكر كرده است بعد از اين صفت وصف دادن مال براى رضاى وى به اقرباء و يتامى و مساكين و مسافرين و سائلين و مكاتبين. و ما يافتيم اين صفت را براى امير المؤمنين ٧ به دليل تنزيل و تواتر اخبار به آن بر تفصيل چنان كه فرموده است:
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً[١] خداى عز و جل در اين سوره نعمتهاى عظيم در آخرت براى ابرار و نيكويان ذكر كرده است، بعد از آن پارهاى از صفات جميله كه ايشان دارند و به سبب آن مستحق چنان نعمتها مىشوند نقل كرده از آن جمله اين است كه «طعام مىكنند براى رضاى خدا و دوستى وى، با وجود احتياج به آن طعام و اشتهاى آن مسكين و يتيم و اسير را.» و اتفاق كردهاند راويان فريقان خاصه و عامه بر اينكه اين آيه بلكه جميع سوره نازل شده است در شأن امير المؤمنين ٧ و زن وى- فاطمه عليها السّلام- و دو فرزندش عليهما السّلام.[٢] (و مجمل اين حكايت اين است كه امام حسن و امام حسين عليهما السّلام مريض شدند پس امير المؤمنين و فاطمه عليهما السّلام و ايشان نيز نذر كردند وقتى كه زايل شود كوفت ايشان سه روز روزه بگيرند و چون چاق شدند و هيچ نداشتند كه به آن افطار كنند امير المؤمنين ٧ سه صاع جو از شمعون يهودى قرض كرد و فاطمه عليها السّلام يك صاع آن را نان پخت. و چون آن را گذاشتند پيش خود كه افطار كنند مسكين آمد و سؤال كرد، ايشان همه آن را به وى دادند و خود به چيزى غير از آب افطار نكردند.
روز ديگر نيز روزه گرفتند و يك صاع ديگر را نان كردند باز به طريق سابق يتيمى
[١] سوره انسان( دهر)، آيه ٨.
[٢]« تفسير كشّاف» ٤/ ٦٧٠،« تفسير فخر رازى» ٣٠/ ٢٤٤،« تفسير سمرقندى» ٣/ ٥٠٤،« تفسير نيشابورى» ٦/ ٤١٢.