دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٣٧٩ - فصل ٧٥ فتواهاى مختلف عمر در باره ميراث جد
حكم شرعى را بيان نموده باشد معنى ندارد؛ زيرا اصلاح ميان خصمان غير حكم شرعى است و چگونه به اين تأويل كسى قائل شود و حال آنكه عمر خودش گفته است: به درستى كه من حكم كردم در ميراث جد حكمهاى مختلف كه در هيچ يك از آنها تقصير نكردم از بيان حق. پس اگر زنده بمانم ان شاء اللَّه هر آينه حكم خواهم كرد در باب جد حكمى كه اختلاف نكند در آن حكم هيچ كس بعد از من تا آنكه زنان هم به آن حكم توانند كرد در حالتى كه نشسته باشند و پا به دامن من پيچيده باشند.
نقل كرده اين سخن را ايوب سجستانى و ابن عون از محمد بن سيرين و اين جماعت داناترند به حال عمر از آن كسى كه عذر از براى او گفته كه عمر حكم شرعى بيان نكرده. بلكه اصلاح خصمان كرده.
گفته است جاحظ كه گفته است ابراهيم كه گفته است عمر: «ردّوا الجهالات الى السّنّة»[١]؛ يعنى برگردانيد چيزهائى كه نمىدانيد به سنّت پيغمبر ٦. قسم به عمر خود مىخورم كه اگر برگردانيده شود نامعلوم به آنچه معروف است و اختلاف به آنچه اتفاق امت است هر آينه اولى و سزاوارتر است به عمر.
و ابراهيم نظّام گفته كى برگردانيد عمر آنچه مجهول بود به سنت پيغمبر ٦ و حال آنكه او حكم كرده در يك چيز صد حكم مختلف. و اگر اين كار نزد او جايز مىبود و به اعتقاد خود مستحق مزد بود از جانب خداى تعالى هر آينه نمىگفت هر كه از شما دليرى كند بر حكم كردن در ميراث جد همان است كه دليرى كرده باشد بر آتش دوزخ و اين سخن اصلا خفا ندارد.
[١]« مناقب خوارزمى» ص ٩٥.