دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٤٩ - فصل ٨١ مطاعن عبد الله بن عمر - فضائل على ع
فصل ٨١ [مطاعن عبد الله بن عمر]- [فضائل على ع]
گفته است شيخ- ادام اللَّه عزّه- به تحقيق سلوك كرده عبد اللَّه بن عمر طريق پدر را در اقدام بر باطل و قول بدون علم و بدون آنكه از عهده بيان آن قول برآيد و حال آنكه عبد اللَّه بن عمر نزد مخالفين ما از صلحاء صحابه و اهل فضل و سداد است؛ زيرا روايت كردهاند كه در ايام خلافت عمر وقتى كه مسلمانان اموال غنيمت گرفتند از اهل فرس. و در ميان آن اموال غنيمت عودى بود كه مجوس استعمال آن مىنمودند در لهو و لعب. پس حاضر ساختند آن عود را در مجلس عمر و هيچ يك از حضار مجلس نشناخت آن را و ندانست كه از براى چه كار است و نام آن چيست و هر كس سخنى مىگفت.
تا آنكه عبد اللَّه بن عمر گفت بگذاريد مرا از اين اختلاف و نزاع كه با يك ديگر مىكنند و بگيرند علم اين را از من كه ابو عبد الرحمنام. به درستى كه اين ترازوى حرّانى است يعنى موضعى كه طايفه از مجوسان منسوب به آن موضعند و ايشان را حرانيون مىگويند پس راضى نشد به سكوت از آنچه نمىدانست تا آنكه اظهار غلبه و زيادتى كرد بر آن قوم به اينكه نزد من است معرفت چيزى كه در واقع نمىدانست آن را. و به اين هم راضى نشده خبر داد به آن قوم به قول باطل و دروغ و شهادت داد نزد ايشان به شهادت كذب. و به تحقيق عبد اللَّه بن عمر ادّعاى علم به آن آلت نمود و حال آنكه اصلا باعثى و داعى بر آن نبود او را.
و به درستى كه اين چيزى است كه شمرده مىشود از حماقتهاى او. آيا گمان دارى به مخالفين ما كه بگويند كه عبد اللَّه بن عمر نيز اراده استصلاح داشته، حاشا و كلّا. بلكه عذرخواهى نمىكند از براى او مگر كسى كه شريك او باشد در حماقت و اقدام بر باطل. و اعتماد نمىكند به او كسى در نقل حديث و پيشوا نمىكند او را در احكام شرع و اعتقاد نمىكند به فضيلت او مگر آنكه احمق