دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٢٥ - پاسخ على ع به نامه معاويه - تعصب جاحظ در انكار فضائل آل محمد ص
پس امير المؤمنين ٧ در جواب او نوشته:
«حاش للَّه! ان يكون الحسد من خلقى و البغى من شميمتى بل ذلك من خلقك و خلق ابيك و اهل بيتك و شيمتهم اذ حسدتم رسول اللَّه على ما آتاه اللَّه من فضله فنصبتم له الحرب و كنتم اصحاب رايات اعدائه في كلّ موطن و بغيتم عليه حتّى اظفره اللَّه بكم.»
[١]؛ يعنى حاش للَّه! كه بوده باشد حسد از خلق من يا ستم از عادت من. بلكه حسد و ستم از جمله اخلاق ذميمه تو و پدر تو و اهل بيت تو است و عادت ايشان؛ زيرا حسد ورزيديد به رسول ٦ بنا بر آنچه اللَّه تعالى عطا فرموده به آن حضرت ٦ از تفضل خود و نصب كرديد از براى آن حضرت حرب را و بوديد شما علمداران دشمنان آن حضرت در هر جايگاهى. و ظلم كرديد بر آن حضرت ٦ تا آنكه اللَّه تعالى مظفّر گردانيد او را بر شما.
و امير المؤمنين ٧ اين سخن را گفته در كلامى كه متّصل شده به اين سخن كه گفته است:
«امّا كراهتى لأمر القوم فانّى لست اتبرّأ منه و لا انكره و ذلك انّ رسول اللَّه ٦ قبضه اليه و نحن اهل بيته احقّ النّاس به. فقلنا لا يعدل النّاس عنّا و لا يبخسونا حقّنا فما راعنا الّا و الانصار قد صارت الى سقيفة بنى ساعدة يطلبون هذا الامر. فصار ابو بكر اليهم و عمر فيمن معهما فاحتجّ ابو بكر عليهم بأنّ قريشا اولى بمقام رسول اللَّه ٦ منهم لانّ رسول اللَّه ٦ من قريش و توصّل بذلك الى الامر دون الانصار. فان كانت الحجّة لأبي بكر بقريش، فنحن احقّ برسول اللَّه ٦ ممّن تقدّمنا. لانّا اقرب من قريش كلّها اليه و اخصّهم به ان لم يكن لنا حقّ مع القرابة فالانصار على دعواهم»
[٢]؛ يعنى اما آنچه گفتى كه من كراهت داشتم از خلافت خلفاى ثلاث. پس به درستى كه من نيستم كه برى شمارم خود را از اين و انكار نمايم؛ زيرا رسول ٦ قبض كرد اللَّه تعالى روح مطهّر او را و ما اهل بيت آن حضرت ٦ سزاوارتر بوديم از
[١] همان مأخذ ص ٦٩ با تفاوت.
[٢] ر. ك:« نهج البلاغه، ترجمه شهيدى» ص ٢٩٣، نامه ٢٨.