دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٩٣ - فصل ١٨ اشعار على حمانى در تجليل از امامت
افتخار و تكبر مىكند مطاف وقتى كه طواف مىكنند ايشان به كعبه آن و روشن مىشود قواعد از براى ايشان از كعبه.
|
محسّدون و من يعقد |
حبل المودّة يضحى و هو محسود |
|
مردم حسد ايشان را دارند به سبب كثرت فضائل ايشان و هر كس ببندد به دوستى ايشان ريسمان مودّت، او نيز چنان مىشود كه مردم حسد او را برند.
|
لا ينكر الدّهر إن ألوى بحقّهم |
فالدّهر مذ كان مذموم و محمود |
|
انكار مكن زمانه را اگر پيچيده است حق ايشان را يعنى خلافت و به ايشان نداده است آن را به درستى كه زمانه هميشه چنين است گاهى مذموم است و گاه محمود.
و نظير اين ابيات است دو بيت باز از قول على بن محمد رحمه اللَّه:
|
رأت بيتى على رغم الملاح |
هو البيت المقابل للضّراح |
|
علامت خانه بر رغم معاندان اين است كه خانه برابر بيت المعمور است.
(و بيت المعمور خانهاى است كه اول در موضع كعبه بوده بعد از آن خداى تعالى آن را به آسمان برده و در جاى آن، خانه كعبه را بنا كردهاند، پس بنا بر اين، خانه وى خانه كعبه خواهد بود.)
|
و والدى المشار به اذ ما |
دعا الدّاعى بحىّ على الفلاح[١] |
|
اشاره به پدر من است وقتى كه داعى مىگويد: «حىّ على الفلاح» (يعنى بيائيد به راه راست و دين محمد ٦، پس «فلاح» اشاره به حضرت است و او پدر سيّد مذكور است و مراد از پدر، جدّ است).
[١]« مناقب آل ابى طالب» ٤/ ٢٣٦،« الغدير» ٣/ ٦٠.