دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٠٣ - توضيحى در باره نزول سكينه بر پيامبر
شيخ فرمود: در جواب ايشان گفته مىشود كه شما به سبب جهلى كه داريد خود بنفسه اعتراف كردهايد كه به اين دليل سست و ضعيف طعن بر كتاب خداى تعالى مىزنيد، زيرا اگر وجه و علّت گفته شما صحيح باشد هر آينه واجب مىشود سكينه در روز بدر و حنين بر رسول ٦ نازل نشده باشد.
چون آن حضرت در اين دو موضع خوف و جزع نداشت بلكه ايمن و مطمئن بود و يقين داشت به اينكه فتح براى اوست به جهت آنكه خداى تعالى فرموده است:
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ[١]؛ يعنى خداى تعالى او را بر تمام اديان غالب مىكند اگر چه اهل شرك و كفر از اين كراهت داشته باشند.
پس اگر چيزى كه قرآن به آن تكلم كرده است يعنى نزول سكينه بر حضرت، اين وجه را كه ايشان گفتهاند هلاك و فاسد مىكند.
پس اگر شما بگوئيد كه نبى ٦ در اين دو مقام خائف بود و اگر چه خوف وى ظاهر نشد ولى از براى اين سكينه در اين دو موضع براو نازل شد و براى اين ادّعا خود را آماده كنيد.
ما در جواب شما مىگوئيم كه قصه آن حضرت در غار چنين بود.
(يعنى آن حضرت اگر در اين دو مقام خائف بود هر آينه در غار هم خوف داشت؛ زيرا هر گاه او با لشكر و سپاه خوف داشته باشد پس وقتى كه تنها در غار باشد و دشمن در عقب او، به طريق اولى خوف خواهد داشت، و هر گاه در غار خوف داشت پس چرا مىگوئيد سكينه همين بر ابو بكر نازل شد و آن حضرت خوف نداشت.) پس اين بحث را به چه دفع مىكنيد؟
[توضيحى در باره نزول سكينه بر پيامبر]
و اگر شما بگوئيد كه حضرت ٦ در همه حال به نزول سكينه محتاج بود، تا از او خوف و جزع زايل شود و هر چند خوف براى وى در هيچ حال حاصل نشد
[١]. سوره توبه، آيه ٣٣.