دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٠٤ - توضيحى در باره نزول سكينه بر پيامبر
(يعنى هرگز حضرت خوف نكرد و ليكن در هر واقعه ناچار بود سكينه نازل شود تا خوف براى وى در آن واقعه حاصل نشود.) پس هر آينه شكستيد و فاسد نموديد آن چيزى را كه از شما گذشت كه به آن وجه ذكر كرديد، و به بطلان قولى كه از شما نقل كرديم شهادت داديد. (و آن دليلى است كه گفتيد در بيان اينكه چرا سكينه همين در غار بر ابو بكر نازل شد، از اينكه او خوف داشت و حضرت خائف نبود.) با اينكه صريح قرآن دلالت مىكند بر خلاف آنچه شما ذكر كرديد؛ زيرا خداى تعالى فرموده است:
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها[١]؛ يعنى پس نازل كرد خداى تعالى سكينه خود را براو و او را تقويت كرد به لشكرى كه شما ايشان را نديديد.
پس خداى تعالى خلق خود را اعلام كرده است كسى كه براو سكينه نازل شده او به ملائكه مؤيّد است؛ زيرا هاء «ايّده» دلالت مىكند بر آنچه «هاء» در سكينه بر آن دلالت مىكند، و حال آنكه «هاء» در ابتداء قول خداى تعالى:
إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ[٢]؛ يعنى اگر شما او را نصرت كرديد پس به تحقيق خداى تعالى او را يارى كرده است. تا قول وى:
وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها كنايه از يك شخص است و كنايه از دو شخص ديگر جايز نيست.
چنان كه جايز نيست قائلى بگويد: «زيد» را ديدم پس او را اكرام كردم و با او تكلّم كردم، و بوده باشد كلام با «زيد»، اكرام براى «عمر» و يا «خالد».
و هر گاه رسول ٦ مؤيّد به ملائكه باشد، به اتفاق جميع امّت ثابت مىشود
[١] سوره توبه، آيه ٤٠.
[٢]. سوره توبه، آيه ٤٠.