دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٥٠٩ - على ع نخستين عبادتكننده - اشعار على ع
«انا الصّديق الاكبر آمنت قبل ان يؤمن ابو بكر و اسلمت قبل ان يسلم.»
[١]؛ يعنى منم صدّيق اكبر ايمان آوردم پيش از آنكه ايمان آورد ابو بكر و مسلمان شدم پيش از آنكه اسلام آورد ابو بكر.
و جايى كه فرموده به عثمان:
«انا خير منك و منهما عبدت اللَّه قبلهما و عبدت اللَّه بعدهما.»
؛ يعنى من بهترم از تو و ابو بكر و عمر. بندگى كردم خدا را پيش از ايشان و بندگى كردم خدا را بعد از ايشان.
و جايى كه فرموده:
«انا اوّل ذكر صلّى»
؛ يعنى اول مردىام كه نماز گزاردم.[٢] و جايى كه فرموده:
«أعلى من أكذب؟ أ على اللَّه و انا اوّل من آمن به و عبده.»
[٣]؛ يعنى من بر كه دروغ ببندم آيا بر خدا دروغ بستهام و اين چگونه تواند بود. و حال آنكه من اول كسىام كه ايمان آورده به خدا و بندگى كردم او را.
پس اگر ايمان آن حضرت نه از روى معرفت و يقين باشد بلكه از جهت تقليد و تلقين چنانچه واقع شده باشد طايفه ناصبه مىگويند. هر آينه جايز نخواهد بود كه آن حضرت ٧ به چنان ايمانى مدح كند خود را و مفاخرت بر قوم و به آن وسيله خود را تفضيل دهد بر ابو بكر و عمر.
و بر تقديرى كه آن حضرت ٧ چنان كارى كرده باشد چگونه تواند بود كه مخالفان آن حضرت رد نكنند اين حجت را بر آن حضرت و دشمنان او ٧ بطلان چنين قول را ظاهر نسازند و به تحقيق سكوت دشمنان در وقت مفاخرت آن حضرت به تقديم ايمان و تسليم نمودن ايشان دليلى واضح و برهانى روشن است بر اينكه ايمان آن حضرت از روى كمال معرفت و يقين واقع شده و بر اينكه فاسد است قول طايفه ناصبه در شأن ايمان آن حضرت ٧.
[١]« أنساب الاشراف» ٢/ ٣٧٩.
[٢] ر. ك:« الاستيعاب» ٣/ ١٠٩٣.
[٣]« نهج البلاغه، ترجمه شهيدى» ص ٥٤، خطبه ٧١.