دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢١٠ - اجماع بر صحت حديث طير
جامه، پس مبروص شد در آخر سن و مرد به آن حال. پس چگونه شاهد مىآورند روايت كافرى را؟
پس معتزله گفتند كه باطل كرد اين كلام را اين شيخ و نگردانيد حجت در اين روايت انس را بلكه گردانيد اجماع را حجت پس آنچه كه تو ايراد كردى هذيان است و گذشت ابطال آن.
سائل گفت: بلى قبول كرديم صحت خبر را، ليكن به چه چيز انكار مىكنى قول كسى را كه بگويد اين مذهب افاده نمىكند آنچه را كه تو دعوى كردى يعنى فضل امير المؤمنين ٧ بر جماعت. از اينكه معنى حديث اين نيست: خدايا بياور پيش من كسى را كه بيش از همه خلق دوست مىدارى كه بخورد مرغ را، يعنى كسى را كه دوستترين خلق باشد في نفسه به سبب بسيارى اعمال و ثواب او زيرا جايز است كه خداى تعالى دوست دارد كه بخورد مرغ را با نبى او كسى كه غير او افضل از او باشد و بوده باشد به آن كس دوستتر در اين كار به سبب مصلحتى.
شيخ- ايّده اللَّه- فرمود: اين اعتراضى كه كردى باطل است از براى آنكه دوستى خداى تعالى ميل و خواهش طبيعت نيست. بلكه آن ثواب است، چنان كه دشمنى و غضب او عناد نيست بلكه عقاب است. و بنا بر اين، معنى ندارد قول كسى كه گمان كند كه دوستترين خلق پيش خدا كه بخورد مرغ با رسول ٦ متوجه است به دوستى در خوردن و مبالغه در آن به سبب لفظ «حبّ» كه دلالت مىكند بر زيادتى در دوستى و مبالغه در آن.
از براى آنكه اگر چنين باشد بيرون مىرود لفظ از معنى كه ذكر كرديم يعنى ثواب به سوى ميل طبيعت و اين محال است در صفت خداى تعالى.
و جواب ديگر نيز مىتوان گفت و آن اين است كه ظاهر كلام دلالت مىكند بر آنچه ما ذكر كرديم نه آنچه معارضه كردى كه اگر محبت غير معنى ثواب باشد دليل ما تمام نمىشود چنانچه مذكور شد؛ زيرا آن حضرت فرموده است كه:
«خدايا بياور دوستترين خلقت را پيش تو كه بخورد با من اين مرغ را» و قول