دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٢٧ - جهل عمرو بن عبيد و هاشم بن اوقص نسبت به فرمايش على ع - فرمايش پيامبر در باره اهل جمل
شد پيش از جنگ با ناكثين و قاسطين و مارقين. و در وقتى كه فرموده كه متوجه بصره بوده است و شكسته بودند طلحه و زبير بيعت آن حضرت ٧ را و چون جمعا منع مىنمودند آن حضرت را ٧ از آن جنگ.
قول مذكور را حجت گردانيد بر آن جمع در قصد نمودن به بصره و سفر كردن به جانب طلحه و زبير و اعتماد نمود بر آن قول.
از براى آنكه ديگران جمع منع آن حضرت نكنند و نسبت داد آن قول را به پيغمبر ٦ و گفت كه پيغمبر ٦ امر كرد به من به مقاتله با جماعت مذكوره.
و همچنين با اين قول ضم كرد اقوال ديگر را كه نقل كردهاند ناقلان اخبار آن اقوال را و از جمله آن اقوال آن است كه آن حضرت فرمود كه:
«اما و اللَّه علم اصحاب محمّد ٦ و هذه عائشة بنت ابى بكر فاسألوها أنّ اصحاب الجمل و المخدج اليد ملعونون على لسان النّبى الامّى و ها هذه هاهنا فاسألوها»
[١]؛ يعنى آگاه باشد و اللَّه البته به تحقيق كه مىدانند اصحاب محمد ٦ و اين است عايشه دختر ابو بكر، بپرسيد از او اينكه اصحاب جمل و اصحاب مخدج[٢] اليد لعن كرده شدهاند بر زبان پيغمبر ٦ و بار ديگر تأكيد فرموده گفت: اين است عايشه دختر ابو بكر بپرسيد از او.
و فرموده است آن حضرت ٧ كه:
«لا اجد الّا قتالهم او الكفر بما انزل على محمّد ٦.»
نمىيابم چارهاى مگر آنكه جنگ كنم با ايشان يا كافر شوم به آنچه فرود آورده شده است بر محمد ٦ از جانب خداى تعالى.
و چگونه باشد قول مذكور از رأى آن حضرت، و حال آنكه او ٧ استشهاد مىكرد از براى آن قول به دشمنترين مردم مر آن حضرت را ٧. و روى به روى عايشه لعن مىكرد اصحاب عايشه را از زبان پيغمبر خدا، و طلب گواهى مىكرد از
[١]« مجمع الزوائد» ٦/ ٢٣٩.
[٢] ناقص.