دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٦٢ - فصل ٩ مناظره هشام بن حكم با ضرار ضبى
فصل ٩ [مناظره هشام بن حكم با ضرار ضبى]
خبر داد مرا شيخ- ادام اللَّه عزّه- كه داخل شد «ضرار بن عمر و ضبّى»[١]، بر «يحيى بن خالد برمكى»[٢]، پس يحيى به او گفت كه يا أبا عمرو، آيا تو را هست ميل به مناظره مردى كه ركن شيعه است؟ پس ضرار گفت: بلى هر كسى را خواهى بياور. پس يحيى فرستاد به طلب «ابو محمد هشام بن حكم»[٣] و حاضر گردانيد او را. پس گفت به «هشام» كه يا ابا محمّد، اين ضرار است و اين مردى است كه مىدانى تو حال او را در علم كلام و مىدانى كه مخالف تو است در مذهب، پس گفتگو كن با وى در امامت. گفت: بلى مىكنم.
پس رو به ضرار كرد و گفت: يا أبا عمرو خبر ده مرا كه بر چه چيز واجب مىشود ولايت و دوستى به كسى و برائت و دورى از كسى، آيا بر ظاهر يا بر باطن؟
پس ضرار گفت: بلكه بر ظاهر، از براى آنكه باطن دانسته نمىشود مگر به
[١]. ضرار بن عمرو مكنّى به« ابو عمرو» كه طرفداران او معروف به« ضراريّه» هستند. او از متكلمين معروف معتزله بود كه آراء و نظرياتى در خصوص اصول معتزله داشت و سرانجام به« مجبّره» پيوست. ر. ك:« الملل و النحل» ١/ ٨٠،« ترجمه فهرست ابن نديم» ص ٣١٤.
[٢]. ابو على يحيى بن خالد بن برمك به سفارش مهدى عباسى تربيت هارون الرشيد را به عهده گرفته بود و وقتى هارون الرشيد به خلافت رسيد حق يحيى را شناخت و او را بزرگ داشت و هر وقت اسم يحيى به ميان مىآمد، مىگفت: پدرم! سر رشته امور را به دست او سپرد و تا اينكه هارون الرشيد بر برمكيان غضب كرد و او را به حبس ابد محكوم ساخت تا اينكه يحيى در زندان درگذشت.( سال ١٩٠ هجرى قمرى) و جعفر بن يحيى را هم به قتل رساند.
[٣]. ابو محمد هشام بن حكم زادگاهش كوفه و محل نشو و نماى او شهر واسط بود و تجارتش در بغداد و در سال ١٩٩ به بغداد منتقل شد و همان سال در آنجا درگذشت.« رجال نجاشى» ص ٤٣٣ شماره ١١٦٤ شهرستانى در باره هشام، مىنويسد:« هشام بن حكم در اصول داراى انديشهاى عميق بود و كسى است كه نبايد از بحثهاى او با معتزله و ايرادهايى كه بر آنان گرفته است، غافل ماند. اين مرد به قدرى توانا بود كه دشمن را مغلوب مىساخت و بهانهاى هم به دست دشمن نمىداد ...»« الملل و النحل» ١/ ١٦٥