دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٠١ - اشعار حميرى در هجو سوار و مدح بنى هاشم - استدلال سيد حميرى به آيات رجعت
|
و صاحب الهند مأخوذ برمّته |
و صاحب التّرك محبوس على هون |
|
پادشاه هند گرفته شده است به رمّه (رمّه ريسمانى است كه اسيران را به آن مىبندند) و پادشاه ترك محبوس است با خوارى.
تا اينكه تمام كرد قصيده را و منصور مسرور بود.
پس سوّار گفت: يا امير المؤمنين، به درستى كه اين مرد چيزهائى كه مىگويد به تو به زبان كه در دلش نيست، و اللَّه قومى كه اين دوست مىدارد ايشان را غير شمايند و اخفا مىكند عداوت شما را.
سيد گفت: و اللَّه! دروغ مىگويد و من در مدح شما راستگويم به درستى كه حسد، او را بر اين دروغ داشت چون ديد تو را به اين حال يعنى توجه و التفات به من كردى. به درستى كه انقطاع من به وى و دوستى من شما را اى اهل بيت جا كرده است در دل من از پدران من و اين سوّار و قوم او دشمنان شما بودند در جاهليت و اسلام و به تحقيق خداى تعالى نازل كرده است بر رسول خود در باب قوم اين مرد اين آيه را:
إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ[١]؛ يعنى آن جماعت كه آواز مىكنند تو را (يعنى رسول ٦ را) از بيرون حجرهها، اكثر ايشان عقل ندارند. (لهذا چنين خلاف ادب از ايشان صادر مىشود نسبت به رسول خدا) منصور گفت: راست گفتى. بعد از آن سوّار گفت: يا امير المؤمنين، اين سيّد قائل است به رجعت. (يعنى اينكه جمعى از آنها كه يك بار به دنيا آمدند يك بار ديگر هم خواهند آمد پيش از روز قيامت). و دشنام مىدهند شيخين را و در مذهب ايشان افتاده است.
سيّد گفت: ما قول او كه من قائلم به رجعت بنا بر آنچه كه خداى تعالى فرموده است: يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُونَ[٢]
[١] سوره حجرات، آيه ٤.
[٢] سوره نمل، آيه ٨٣.