دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٤٣٢ - فصل ٧٧ تلاش معتزله در برى ساختن نظام
فصل ٧٧ [تلاش معتزله در برى ساختن نظّام]
گفته است شيخ- ايّده اللَّه تعالى- يافتم جماعتى از معتزله را كه مضايقه مىنمودند كه آنچه حكايت كردم از نظام به وساطت جاحظ، مذهب نظّام بوده باشد و اعتقاد به آن سخنان داشته باشم و باعث بر اين قول ايشان را حميّت و تعصبى بود كه از براى اهل اعتزال مىورزيدند. تا به حدى كه لازم ساخته بود تعصب برايشان كه انكار آنچه معلوم و مشخص بود از سخن نظام مىنمودند.
و مرتكب بهتان كه موجب بىقدرى و خوارى صاحبش مىباشد مىشدند.
بلكه كار ايشان به جايى رسيده بود كه در صدد عذرخواهى از براى نظام در آنچه ما ذكر كرديم از سخنان او در آمده، مىگفتند كه اين سخنان نظام كه راجع است به تخطئه صحابه نه آن است كه معتقد او بوده باشد، بلكه غرض از اينها حجت آوردن است بر ناقلان روايات و اعتراض كردن بر فقهائى كه خصم او بودند؛ به اين طريق كه اين شناعتها و خطاها بر صحابه پيغمبر ٦ لازم است. بنا بر عمل كردن به اين روايات و اخبار كه از صحابه منقول شده و بر حد تواتر نرسيده و هر كس اعتماد كند بر امثال اين روايات كه متواتر نشده براو لازم است كه قائل شود به تشنيع و تخطئه صحابه پيغمبر ٦.
و اما من كه نظّامم بر من لازم نمىآيد قائل شدن به اين طور امر شنيعى؛ زيرا عمل به اين قسم اخبار نمىكنم، بلكه اعتماد من بر ظاهر قرآن مجيد و اخبارى است كه بر حد تواتر رسيده باشد پس بنا بر طريقه من، سالم مىمانند صحابه و تابعين از خطا و شناعات.
گفته است شيخ- ايّده اللَّه- كه آنچه اين طايفه معتزله مىگويند تمنائى است كه از جهل ايشان ناشى شده و استدلالى است كه دلالت مىكند بر ضعف عقل كسى كه معتقد آن باشد. يا بر محض تعصب و عناد؛ زيرا صريح كلام نظّام و ظاهر آن و باطن