دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٥٤ - عزل پيامبر ابو بكر را از پيشنمازى
از نبى ٦ به سبب مخالفت آن زن با او و امر وى پدرش را به نماز قبل از اذن آن حضرت از جهت محبت زيادتى استطاله و رغبت در جمع كردن فضيلت و رياست به سبب اين چنان كه مذكور شد.
[عزل پيامبر ابو بكر را از پيشنمازى]
باز شيخ مىفرمايد كه ايشان (يعنى اهل سنّت) گفتند كه مبادرت نبى ٦ به خروج به مسجد و بازداشتن ابو بكر از نماز به سبب اين بود كه چون قلوب مسلمانان متعلّق بود به رسول ٦ و محزون بودند به سبب تأخير ملاقات آن حضرت. پس آن حضرت ترسيد كه اگر تأخير كند مبادا اختلاف كنند و اراجيف گويند در باب وى مرجفون[١] ايشان؛ پس مبادرت آن حضرت براى اين بود نه براى آنچه شما گفتيد كه مراد انكار كردن نماز ابو بكر به مردم بود.
در جواب ايشان مىگوئيم كه اگر حال چنان باشد كه ذكر كرديد هر آينه دور نمىكرد رسول ٦ ابو بكر را از محراب، بلكه ممكن بود برسد به مطلبش با وجود اينكه ابو بكر نماز را تمام كند.
به اين طريق بيرون رود پيش قوم بعد از فراغ ابو بكر از نماز تا اينكه مشاهده كنند ايشان آن حضرت را برحال استقلال و خوشحال شوند از ملاقات وى و باطل شود آنچه خوف داشت از آن از اراجيف ايشان در شأن وى. و عزل نكند آن مرد را از نمازى كه امر كرده بود او را به اقامت آن، تا اينكه دلالت كند اين بر اينكه حادث شده است از او چيزى كه باعث عزلش شده؛ يا ظاهر است از او حال منكرى كه پنهان بوده از مردم و به سبب آن صلاحيت ندارد كه نماز كند به مردم؛ يا اينكه حال به آن طريق بوده است كه گفتيم كه نماز او به اذن آن حضرت نبوده است.
و بر تقديرى كه وقت نماز ضرور بود بيرون رود ممكن بود عزل نكند او را بلكه در عقب وى نماز كند؛ چنان كه با عبد الرحمن كرد وقتى كه به او رسيد وى مشغول بود پس او را از مقام عزل نكرد و نماز كرد با جمعى از مردم كه در عقب وى نماز مىكردند.
[١] بيهوده گويان.