دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ٢٥٥ - عزل پيامبر ابو بكر را از پيشنمازى
و به تحقيق علم دارند عقلا از روى عادت به اينكه كسى كه مقدّم كند كسى را در مقامى كه شريف شود به سبب آن قدرش و عظيم شود به آن مرتبهاش مبادرت نمىكند بعد از تقديم وى فاصله بازداشتن وى و پشت كردن آن مرتبه كه گردانيده بود آن را براى وى.
مگر به سبب حادثه قبيحى كه حادث شود از وى يا ظهور امرى كه زايل شود اشتباه حال وى به سبب ظهور آن و معلوم شود تغيير حال وى كه موجب صرف و عزل وى باشد.
پس به درستى كه فعلى كه واقع شود از نبى ٦ در باب ابو بكر به اقوالى كه مقرون بود با آن يعنى توبيخ و سرزنش زن خود صادر نمىشود از حكما مگر از براى انكار محض و دلالت بر استدراك آنچه فوت مىشود از صلاح بالفعل. اگر واقع نشود اين مبادرت و انكار. و كسى كه انكار كند اين را بيرون رفته است از طريق عرف و عادت.
و به تحقيق گمان كردند قومى از اهل عناد كه نبى ٦ عزل نكرد ابو بكر را از نماز به سبب خروج آن حضرت به مسجد بلكه با وجود اين باقى بود بر امامت در نماز.
پس ما به ايشان گفتيم كه آيا ابو بكر در آن وقت امام نبى ٦ نيز بود و آن حضرت اقتدا كرده بود به وى در آن حال؟ همه گفتند: نه.
پس گفتيم: آيا او شريك نبى ٦ بود در امامت نماز و هر دو با هم امام مسلمانان بودند در آن نماز؟ باز همه گفتند: نه.
پس گفتيم: آيا نيست وقتى كه نبى ٦ بيرون آمد امام مسلمانان بود در اين نماز و ابو بكر بعد از اينكه امام ايشان بود اقتدا كرد در آن نماز به نبى ٦ مثل باقى آن جماعت؟ گفتند: بلى.
پس گفتيم: تعقل نكند كه اين بازداشتن اوست از آن مقام پس تعقّل نكرده است هيچ چيز را به وجهى از وجوه يا به سببى از اسباب.