دفاع از تشیع، ترجمه الفصول المختارة للمفید - خوانساري، آقا جمال - الصفحة ١٥٤ - توضيحى در باره ازدواج دختر على ع با عمر
و ابو بكر در روز سقيفه بنى ساعده.
(و آن روزى بود كه رسول ٦ رحلت نمود و جمعى از اصحاب در زير ساباطى جمع شدند تا امام قرار دهند و او به تنهائى خلافت را برداشته بود.) با كسى مشورت نكرد (و به دليل نص و تنزيل عمل ننمود).
[توضيحى در باره ازدواج دختر على ع با عمر]
گفت: چرا آن حضرت دختر خود را به زنى به عمر بن خطّاب داد؟[١] جواب گفت: از براى آنكه عمر به حسب ظاهر شهادتين مىكرد. و به فضيلت رسول ٦ اقرار مىنمود.
(پس كافر نبود تا اين جايز نباشد، ليكن مؤمن نبود به سبب آنكه اقرار به امامت آن حضرت نمىكرد و خود را امام مىدانست.) پس آن حضرت اراده كرد شايد او به سبب اين قرابت به صلاح آيد و از اين اعتقاد باز ايستد و خلافت را تسليم وى كند.
به تحقيق لوط ٧ دختران خود را بر قوم خويش عرضه كرد و حال آنكه آنها كافر بودند تا اينكه ايشان را از گمراهى برگرداند. پس به ايشان گفت چنان كه قرآن به آن ناطق است:
هؤُلاءِ بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَ لَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ[٢] (جمعى از ملائكه به صورت پسران پيش لوط آمدند و لوط به گمان اينكه
[١] شيخ مفيد رحمه اللَّه در« رساله تزويج على ٧ بنته من عمر»، مىفرمايد:
« خبرى كه در باره تزويج امير المؤمنين ٧ دخترش را به عمر مطرح شده، ثابت نيست و آن از طريق زبير بن بكّار( وفات: ٢٥٦ هجرى قمرى) است و او توثيقى ندارد و زبير به خاطر كينهاش به على ٧، متّهم است و آنچه در باره بنى هاشم نقل كرده مورد اطمينان نيست. نشر اين حديث توسط ابو محمد حسن( وفات: ٣٥٨ هجرى قمرى) صاحب نسب در كتابش بوده است و بسيارى از مردم آن مسأله را حقّ دانستهاند به خاطر اينكه راوى آن مردى علوى است، در حالى كه او هم از« زبير بن بكّار» روايت كرده است ...».« تزويج على ٧ بنته من عمر» ص ١٣ و همچنين مراجعه شود به كتاب ارزنده« افحام الاعداء و الخصوم ...» علامه ناصر حسين هندى
[٢] سوره هود، آيه ٧٨